روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٠ - ترجمه
مىرود.مقاتل گفت:كشتيها بينى كه در او مىآيد و مىشود يكى از اين راه روى- فراكرده و دگر در برابر او،و جمله به يك باد مىرود. لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ ،تا شما از فضل او يعنى از روزى او طلب كنى. وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ،تا همانا شاكر شوى نعمتهاى او را.
ابو هريره روايت كند [١]كه رسول-عليه السّلام-گفت:خداى تعالى گفت:يا درياى شام كه من [٢]تو را بيافريدم و آبت بسيار كردم [٣]و مرا بندگانى باشند كه در تو نشينند با تسبيح و تهليل و تحميد با ايشان چه خواهى كردن؟گفت:غرقه كنم ايشان را.حقتعالى گفت:لا جرم بأس [٤]و شدّت تو در پيرامن تو كنم [٥]و ايشان را بر پشت تو نشانم و بگذرانم.و درياى يمن را گفت:يا دريا من تو را بيافريدم و آبت زيادت بسيار كردم [٦]و بندگانى را به تو آرم كه تسبيح و تهليل من كنند،تو با ايشان چه خواهى كردن؟گفت:من نيز با ايشان تسبيح و تهليل و تكبير كنم.حقتعالى گفت:لا جرم تو را تفضيل دهم [٧]بر درياهاى دگر [٨]به حلىّ بسيار و گوشت تازه.
و مورد خبر عطف است [٩]بر طريق مثل،و تأويل آنكه:اگر دريا را زبان بودى كه مخاطب بودى و مجازى به اين عمل جزاى هريك اين بودى،چنان كه گفت: لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللّٰهِ... [١٠]
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهٰارِ ،گفت:خداست كه شب در روز مىبرد وَ يُولِجُ النَّهٰارَ فِي اللَّيْلِ ،و روز را در شب مىآورد.و آفتاب و ماه را مسخّر بكرد، كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ،هريكى از آفتاب و ماه مىروند به وقتى مسمّى نام زد،آفتاب فلك خود به يك سال مىبرد [١١]و ماه به يك ماه. ذٰلِكُمُ اللّٰهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ ،او خداى شماست ملك و پادشاهى او راست، وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ،و آن بتان كه شما مىخوانى
[١] -آب،آج،لب:كرد.
[٢] -آج،لب:يا دريا من.
[٣] -دا:بكردم.
[٤] -آب:پاش،آج،لب:پاس(پ با سه نقطه)
[٥] -لب:كنيم.
[٦] -دا:آبت بسيار بكردم،آج،لب:آبت بسيار كردم.
[٧] -آج،لب:نهم.
[٨] -دا،آج،لب:ديگر.
[٩] -دا:وعظست.
[١٠] -سورۀ حشر(٥٩)آيۀ ٢١.
[١١] -دا:مىبرد.