روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧ - ترجمه
ربّ ثاو يملّ منه الثّواء و الثّاوى،المقيم،و الثّوى،المقام.و«عسى»كلمتى است كه براى مقاربت دارند، و فيها طمع و اشفاق،طمع در آنكه باشد،و اشفاق ازآنكه [١]نباشد،كه باشد كه ما را از اين سود بود،و انّما براى آن گفت كه در فراست او مىديد.و عبد اللّه مسعود گفت،سه كس فراست نكو كردند:يكى عزيز چون زن را گفت در حقّ يوسف:
أَكْرِمِي مَثْوٰاهُ عَسىٰ أَنْ يَنْفَعَنٰا .و ديگر،دختر شعيب چون پدر را گفت [٢]: يٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ [٣]...و أبو بكر [٤]آنگاه كه عمر بن الخطّاب [٥]را خليفه كرد.
أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ،يا [٦]باشد كه او را فرزند گيريم،كه ايشان را فرزند نبود.
آنگه حقتعالى گفت: وَ كَذٰلِكَ مَكَّنّٰا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ ،و ما همچنين تمكين كرديم يوسف را در زمين.گفتند:وجه تشبيه در«كاف»آن است كه چنان كه عزيز او را ممكّن كرد و مملّك بر اسباب [٧]خود،پس ازآنكه او را به بها بخريد، ما او را به اسباب توفيق تمكين داديم تا از اين چاهش [٨]به سر گاه برآوريم. وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحٰادِيثِ ،اين«لام»معطوف است على تقدير قوله:دبّرنا ذلك لتمكينه، وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحٰادِيثِ ،و مراد به تأويل احاديث [٩]تعبير خواب است. وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلىٰ أَمْرِهِ ،و خداى-جلّ جلاله [١٠]-غالب است بر كارش،مغلوب نيست،كس او را غلبه نتواند كردن.و در«ها»كه ضمير مجرور است،فى أمره، خلاف كردند كه راجع با كيست [١١]:بعضى گفتند،راجع است با نام خداى تعالى،و بعضى گفتند:راجع است با يوسف.و مرجع غلبه و غالبى [١٢]راجع است با قادرى.
وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ ،و لكن بيشتر مردمان ندانند.
[١] .قم:در آنكه.
[٢] .آب،آز+در حقّ موسى.
[٣] .سوره قصص(٢٨)آيۀ ٢٦.
[٤] .بم+رضى الله عنه،آب:و ديگر أبو بكر.
[٥] .قم+رضى الله عنهما:بم+رضى الله عنه.
[٦] .آج،لب:تا.
[٧] .آو،بم،آب،آز:مملّك اسباب.
[٨] .آج،لب:چاه.
[٩] .آج:ندارد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:تعالى.
[١١] .آب:راجع است با كيست،آج:راجع كيست.
[١٢] .آج:غالبا.