روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٨ - ترجمه
مفرّق بكردند على احد معنيين:امّا ايمان به بعضى و كفر به بعضى،و امّا در تسميت او چون سحر و كهانت و اساطير الاوّلين خواندن [١]قرآن را.
فَوَ رَبِّكَ ،«فا»تعقيب راست،و«واو»قسم را،گفت:به خداى تو كه ما بپرسيم ايشان را به قيامت از آنچه در دنيا كرده باشند [٢].
انس روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-در اين آيت گفت:ايشان را بپرسند [٨٢-پ]از كلمت:لاالهالاالله.
عبد اللّٰه مسعود گفت:هيچكس نباشد و الّا خداى تعالى او را بپرسد،فيما بينه و بينه،گويد [٣]:يا ابن آدم!ما ذا غرّك منّي،چه مغرور كرده است تو را از من؟يا ابن آدم!ما ذا عملت [٤]و فيما عملت [٥]و ما ذا اجبت المرسلين،چه كردى و چرا كردى و پيغامبران مرا [٦]چه جواب دادى؟ و در خبر است از صادق-عليه السّلام-كه گفت:هيچكس نباشد و الّا در قيامت از او [٧]چند چيز بپرسند:
عن عمره فيما افناه،و عن شبابه فيما ابلاه،و عن ماله من اين اكتسبه و اين وضعه،و عن ولايتنا اهل البيت، گفت:او را از اين پنج چيز بپرسند:از عمرش كه در چه فانى كرد [٨]،و از جوانيش كه در چه به سر آورد [٩]،و از مالش كه از كجا جمع كرد و كجا نهاد [١٠]،و از ولايت ما اهل البيت.
سؤال كردند كه:مناقضه از ميان اين آيت و قوله تعالى: فَيَوْمَئِذٍ لاٰ يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاٰ جَانٌّ [١١]،به چه زائل كنى [١٢]؟گوييم،از اين چند جواب گفتند:يكى آنكه عبد اللّٰه عبّاس گفت:نپرسند ايشان را كه چه كردى براى آنكه او عالمتر است از ايشان به احوال ايشان،و انّما [١٣]ايشان را پرسد كه چرا كردى،و قطرب بر اين وجه اعتماد كرد و گفت:سؤال بر دو وجه باشد:سؤال استعلام و استفهام باشد،و سؤال
[١] .آب،آز،مش:خواند،آج،لب:خواندند.
[٥] [٢] .قم:كرده داشتند.
[٣] .آب،آز،گويند.
[٤] .آو،آب،آج،لب:علمت،آز:علمت...عملت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بجز قم و مل:پيغامبران را.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:او را از.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:كردى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:بردى.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:نهادى.
[١١] .سورۀ رحمان(٥٥)آيۀ ٣٩.
[١٢] .آج،لب:كنيد.
[١٣] .آل:و امّا.