روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٥ - ترجمه
و گفتند:قرآن را براى آن مثانى خواند كه احكام و قصص در او مثنّى است،و بر اين قول مراد به سبع مثانى هفت سبع قرآن باشد.آنگه در كلام محذوفى باشد و هو:
و هى القرآن العظيم.و بعضى اهل معانى گفتند:بر اين قول«واو»مقحم [١]است، و التّقدير:و لقد آتيناك سبعا من المثانى القرآن العظيم،على البدل بدل الكلّ من الكلّ.و بعضى دگر گفتند:عطفه على نفسه لاختلاف اللّفظين،كما قال:
و هند اتى من دونها النأى و البعد
و كما قال آخر:
الى الملك القرم و ابن الهمام
و ليث الكتيبة فى المزدحم
و بعضى دگر گفتند:مراد به سبع مثانى هفت معنى [٢]است كه قرآن برآن مشتمل است از:امرونهى و بشارت و انذار و مثل و قصص و تذكير النّعم.
قوله: لاٰ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ ،حقتعالى بر سبيل دلخوشى و تسليت رسول گفت:يا محمّد:خطاب با او-و مراد او و امّت-گفت:چشم كوتاه دار،چشم مكش به آنچه [٣]ما اين كافران را به آن ممتّع كردهايم. أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ ،اى اصنافا من الكفّار.و مراد به «زوج»صنف و نوع است اين جا،كقوله تعالى: سُبْحٰانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوٰاجَ كُلَّهٰا [٤].
انس مالك روايت كرد كه يك روز در ايّام ربيع گلّهاى شتر [٥]به رسول- عليه السّلام-بگذشت سخت نكو،به غايت حسن.رسول-عليه السّلام-دست بر چشم نهاد و گفت:خداى تعالى مرا چنين فرمود و اين آيت بخواند. وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ،و اندوه مدار بر ايشان.در معنى او دو قول گفتند:يكى آنكه اندوه مدار بر نعمتى كه ايشان را دادم و تو را ندادم،و قول دگر آنكه اندوه مدار بر ايشان كه مآل ايشان با چه خواهد بودن. وَ اخْفِضْ جَنٰاحَكَ ،و نرم دار بالت،يعنى جانب با ايشان نرم دار و به رفق و مدارا با ايشان زندگانى كن،با آنان كه پسر و تواند از مؤمنان.
وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ ،و بگو اى محمّد كه:منم آن ترسانندۀ بيانكننده.
[١] .مل:معجم.
[٢] .آب+آن.
[٣] .آو،آب،آز:با آنچه.
[٤] .سورۀ يس(٣٦)آيۀ ٣٦.
[٥] .قم،آو،آب،آز،آج،لب،مش:اشتر.