روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٤ - ترجمه
ده اى محمّد و بگو كه:مرا فرمودهاند كه خداى را پرستم و با او شرك [١]نگويم و انباز نگيرم، إِلَيْهِ أَدْعُوا ،من خلقان را با او دعوت مىكنم، وَ إِلَيْهِ مَآبِ ،و مرجع و بازگشت من با اوست.
وَ كَذٰلِكَ أَنْزَلْنٰاهُ ،و همچونين [٢]انزله كرديم و فروفرستاديم.وجه تشبيه آن است كه چنان كه اهل كتاب را كتاب داديم،همچونين [٣]قرآن بر تو انزال كرديم و آن حكمى است عربى،يعنى دينى عربى.و براى آن دين را عربى گفت كه،بر رسولى عربى انزله كرد،احزاب به اين حكم و دين و شرع كافر شدند.و«ها»راجع است با قرآن و نصب«حكما»بر حال است،و حكم،حكمت باشد فى
قوله- عليه السّلام: و انّ من الشّعر لحكما ،و حكم نيز قضا باشد ميان دو مخاصم [٤]، وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ ،و اگر تو متابعت هوا و مراد ايشان كنى،يعنى احزاب، بَعْدَ مٰا جٰاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ،پس ازآنكه علم به تو آمد و حجّت و بيّنت.
در متابعت اهواء خلاف كردند كه در چه معنى بود،بعضى گفتند:فى شأن القبلة،و بعضى گفتند:فى باب الملّة مٰا لَكَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ وٰاقٍ ،تو را از خداى يارى و مانعى و حامىاى نباشد كه حمايت كند و با پناه گيرد.
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ- الآيه،سبب نزول آيت آن بود كه:[٥٦-ر]عبد اللّٰه ابى اميّه و جماعتى مشركان گفتند:اين چه پيغامبر باشد كه او را زن بود و فرزند [٥]بود؟و هم بر اين جمله كه ما را حاجت و شهوت بود او را بود؟چرا فريشتهاى نبود يا او به طبع فريشتگان نيست؟حقتعالى اين آيت فرستاد و گفت:ما پيش [٦]تو پيغامبران فرستاديم و ايشان را زنان داديم و فرزندان همه همچون تو آدمى بودند و شهوانى،و ايشان را زنان بودند و فرزندان. وَ مٰا كٰانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ ،اين جواب آن كافران مقترح [٧]است كه اقتراح آيات و بيّنات و معجزات كردند، من قوله: وَ قٰالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّٰى تَفْجُرَ لَنٰا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً [٨]- الآيات،گفت:
[١] .قم،آو،مل،آز،آج،لب:شريك.
[٣] [٢] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:متخاصم.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:زن و فرزند.
[٦] .مل،آز،آج،لب+از.
[٧] .آو،بم،آب،آز،آج:مقرح.
[٨] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٩٠.