روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٢ - ترجمه
خواندند:فننجى [١]،برهانيم آن را كه خواهيم از آنان كه مستحقّ نجات باشند به ايمان. وَ لاٰ يُرَدُّ بَأْسُنٰا ،و عذاب ما كس بنتواند [٢]گردانيدن از گروه كافران و گناهكاران.
لَقَدْ كٰانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبٰابِ ،در قصّههاى اين پيغامبران گذشته عبرتى و پندى و عظتى هست خداوندان عقل را كه عقل كار بندند و اختيار خير كنند.و گفتند:ضمير راجع است با يعقوب و فرزندان او از يوسف و جز او. مٰا كٰانَ حَدِيثاً يُفْتَرىٰ ،اين حديثى نبوده است كه فرابافتهاند و دروغ برنهاده،و لكن اين تصديق و باوردارندۀ [٣]آن است كه پيش از اين بود از كتابها و در اين كتاب تفصيل و گزارش هر چيز كه مردمان را به آن حاجت باشد هست با آنكه در او نيز هدى است،و اين بر دو وجه محمول بود:لطف و بيان و رحمتى است.نيز گروهى را كه ايمان آرند.و تخصيص كرد مؤمنان را با آنكه قرآن لطف است و بيان كافر را و مؤمن را،براى آنكه مؤمنان منتفع شدند به آن دون كافران.
[١] .آو،آب،آج:فنجى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:نتواند.
[٣] .مل:ياددارنده.