روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٥ - ترجمه
گرگ بخورد.و سهام [١]را«خون»نام كردم.گفت:چرا؟گفت:
براى آنكه ايشان پيرهن [٢]خونالود [٣]آوردند،چون حوالت خون او بر گرگ كردند.عند آن،آن حال گفت اگر دگرباره اينان بازآيند من بيش از اين ايشان را ور [٤]بند ندارم،جز كه خويشتن اظهار كنم.چون برادران بازآمدند و گفتند: أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنٰا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ ،او گفت: هَلْ عَلِمْتُمْ مٰا فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ ،گفت:
شما دانى كه با يوسف و برادرش چه كردى در وقتى كه جاهل بودى.بعضى گفتند:
يعنى جاهل بودى و ندانستى كه كار او به كجا رسد!و بعضى دگر گفتند:آنگه كه گناهكار بودى كه گناهكار همه جاهل باشد براى آنكه كار جاهلان كند.عبد اللّٰه عبّاس گفت:يعنى آنگه كه شما كودك بودى كه كودك جاهل باشد.حسن گفت:آنگه كه برنا بودى و برنا جاهل بود،
لقوله-عليه السّلام-: الشّباب شعبة من الجنون ،برناى [٥]شاخى [٦]ديوانگى است،و آنچه درست است،آن است كه او به فرمان خداى [٧]پوشيده داشت و به فرمان خداى خود را اظهار كرد،چه پيغامبران مانند اين به فرمان خداى كنند.
اگر گويند:چگونه گفت: بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ ،چه كردى با يوسف و برادرش؟و ايشان با برادر يوسف هيچ نكردند،آنچه كردند با يوسف كردند،گوييم:از اين چند جواب است:
يكى آنكه چون يوسف را از بر پدر ببردند،پدر را و برادر را به فراق او ممتحن كردند كه از برادران فقد [٨]يوسف ابن يامين را سخت آمد،ديگران شادمانه بودند به آن.
جواب ديگر آنكه:چون حديث صاع افتاد،و صاع دربار بنيامين [٩]يافتند،زبان دراز كردند و او را دشنام دادند و سفاهت كردند و گفتند:اى بنى راحيل!ما را از
[١] .قم:سوم،آو،آب،لب:سيوم،آج:سئوم،بم،مل:سيم.
[٢] .قم،از،آج،لب:پيراهن،مل:پرهن،آو،آب،بم:پراهن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:خونآلود.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:در.
[٥] .آو،بم،آب:برنايى،آز:برنائى.
[٦] .قم+است از،مل،آو،بم،آب،آج،لب+از.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+خود را.
[٨] .آج،لب:فرقت.
[٩] .قم،مل،آج،لب:ابن يامين.