روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٢ - ترجمه
و معنى آن است كه:بضاعتى مردود منفى [١]كه به دست آنكس كه دهند بيندازد و دور كند و براند از خويشتن.
مفسّران چند قول گفتند در آنكه چه بود؟عبد اللّه عبّاس گفت و سعيد جبير:
درم بد بود كه كس نستدى مگر به نقصان.حسن و مجاهد و ابراهيم و قتاده و ابن زيد گفتند:يعنى اندك.كلبى و مقاتل گفتند:صنوبر بود و حبّة الخضراء.حسن بصرى گفت:ماستينه بود،و گفتند:نعل و اديم بود،و گفتند:پست مقل بود.ضحّاك گفت:يعنى كاسد كه روان نباشد،و گفتهاند:متاعى از آنچه بدويان را باشد و شبانان را از روغن گاف [٢]و پشم و موى،و اين [٣]در جنب آنچه مردمان داشتند و به آن طعام مىخريدند چون ناچيزى بود. فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ ،تمام بده ما را كيل،«ايفاء» تمام به دادن باشد،آنگه دانستند كه به استحقاق نرسد،گفتند: وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنٰا ،صدقه كن بر ما كه خداى تعالى مكافات كند صدقهدهندگان را.حقتعالى در اين آيت ما را حاجت خواستن بياموخت تا اگر از خداى خواهيم و اگر از مخلوقان،اين شرط ادب بهجاىآريم،اوّل،مدح و ثناى مسئول،فى قوله: أَيُّهَا الْعَزِيزُ ،آنگه شرح حال خود و حكايت ضعف حال،فى قوله: مَسَّنٰا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ ،و ذمّ [٤]آنچه هديه برده باشند [٣٣-ر]از طاعتى و عملى،بقوله: وَ جِئْنٰا بِبِضٰاعَةٍ مُزْجٰاةٍ ،آنگه بنمود كه:از كريمان حاجت در خور ايشان بايد خواستن،چنان كه لايق كرم ايشان باشد،بقوله:
فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ ،آنگه بيان كرد كه اعتراف بايد دادن كه آن بر سبيل تفضّل باشد دون استحقاق،بقوله: وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنٰا ،آنگه بر سبيل ترغيب و تقريب به نجح حاجت ايشان گفتند: إِنَّ اللّٰهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ.
و قوله: وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنٰا ،در او دو قول گفتند:يكى آنكه نقصان سعر خواستند براى آنكه صدقه بر ايشان حرام بود،و اين قول سعيد جبير است و سفيان عيينه گفت:در شرع ايشان صدقه حلال بود پيغامبران را.مجاهد گفت،نشايد گفتن:
اللّهمّ تصدّق علينا،براى آنكه بر صدقه توقّع ثواب باشد،و درست آن است كه بر حقيقت نشايد گفتن،بر سبيل توسّع و مجاز شايد گفتن،بمعنى التّفضّل.و بعضى
[١] .قم:و منفى.
[٢] .آب،آز،آج،لب:گاو.
[٣] .بم:از اين.
[٤] .بم،آب،آز،لب:و دوم تحقير،مل:و دوم.