فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠١ - اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمّد جواد فاضل لنكرانى
موضوعيّت قائل شديم، مىتوان نتيجه گرفت كه ملاك، صرفاً رؤيتپذيرى ما با چشم غير مسلّح مىباشد. بسيار جاى تعجّب است كه چگونه تفكيك ما را به اين نتيجه مىرساند؟ نفى موضوعيّت، فقط اصل طريقيّت، و نفى طريقيّت نيز، فقط اصل موضوعيّت را اثبات مىكند؛ امّا اطلاق و عدم اطلاق هركدام به ديگرى ربطى ندارد.
در برخى ديگر از مقالات (٣٣)، به اين نتيجه رسيدهاند كه در رواياتى كه شنيدن يا ديدن، طريق براى تحديد يا اندازه چيز خاصى باشد، آن شنيدن و ديدن طريقيّت دارد و چيز ديگرى جايگزين آن نمىشود. نه تنها چشم مسلّح و شنيدن با ابزار، بلكه حتّى شنيدن و ديدن خارقالعاده نيز جايگزين آن نمىگردد.
نكته قابل ملاحظه آن است كه اوّلاً: معناى طريقيّت اين نيست كه حتّى ديگرى نيز نتواند جايگزين آن شود، بلكه به عكس، جايگزينى امور ديگر، با طريقيّت سازگارى دارد.
ثانياً:با دقّت در بحث روشن مىشود كه خلطى بين اينكه عنوانى طريق باشد و يا ملاك و موضوع براى حكم قرار گيرد، واقع شده است. ممكن است بگوييم در چنين مواردى شنيدن و ديدن، موضوعِ براى تحديد است و قرينه مناسبت حكم و موضوع، اقتضا مىكند كه هر چيزى نتواند جايگزين آن شود؛ بلكه امورى كه با تحديد مناسبت دارد مىتواند جايگزين آن گردد.
ثالثاً:در اين مقاله آمده كه رؤيت در باب هلال، مانند مسأله حدّ ترخص است. همانطور كه آنجا شارع در مقام تحديد مىباشد، در اين بحث نيز چنين است. در حالىكه فقط اين يك ادّعا است و هيچ دليلى ندارد؛ زيرا در مسئله حدّ ترخص، به روشنى مىتوانيم بگوييم كه ديدن با ابزار نمىتواند جايگزين ديدن معمولى شود؛ و قرينه مناسبت حكم و موضوع نيز وجود دارد. چراكه در آنجا ملاك، دور شدن از شهر به اندازهاى است كه صداى اذان شنيده نشود؛ امّا در اينجا اگر بگوييم رؤيت با ابزار هم كفايت مىكند، هيچگونه منافاتى با شروع ماه قمرى و تحديد آن ندارد.
بالاخره نكته مهمتر آنكه قائلين به عدم كفايت رؤيت با ابزار بايد تمام اقوال مقابل را
(٣٣) رضا مختارى، رؤيت هلال با چشم مسلّح، مجله فقه اهل بيت سال دهم شماره ٤٠ ـ ٣٩.