فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٢ - اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمّد جواد فاضل لنكرانى
دفع كنند؛ حتّى نظريه كسانى كه شروع ماه را مجرّد خروج از محاق مىدانند. اگر كسى خروج ماه از محاق را مبدأ ماه قمرى بداند، آيا در مقابل او مىتوان گفت كه اين نظريه با مقام تحديد سازگارى ندارد؟ اگر بگويد كه روايات رؤيت، براى خروج از محاق، طريق است نه امكان رؤيت با چشم عادى، چگونه جواب مىدهيد؟
اساساً اين نظريه كه رؤيت، همان رؤيت با چشم معمولى است، يك مصادره روشن است. شما ابتدا مقصد را در ذهن خود معيّن كردهايد و سپس رؤيت را بر رؤيت معمولى حمل كردهايد و چيزى شبيه قضيه ضرورى به شرط محمول انجام دادهايد.
به عبارت روشنتر، در مسأله حدّ ترخّص اين خصوصيّات وجود دارد:
١. از نظر عرف، يك حدّ معيّن را حدّ ترخّص مىگويند؛ و شايد بتوان گفت كه آنچه شارع بيان فرموده، طريق براى احراز اين حدّ عرفى است.
٢. هر چيزى كه بخواهد طريق براى آن باشد، بايد با عنوان تحديد سازگارى داشته باشد. ولى در اين بحث يك تحديد واقعى وجود دارد؛ يعنى ماه يك شروع و يك پايان ـ در هر ٢٩ روز يا ٣٠ روز ـ دارد كه يك امر تكوينى است و عنوان عرفى ندارد. به عبارت ديگر در مسئله ترخّص، حدّ يك عنوان عرفى دارد، امّا در مسأله مورد بحث، ماه و هلال يك عنوان واقعى است. حال كه شارع رؤيت را طريق قرار داده، اختلاف در اين است كه براى چه چيزى طريق قرار داده شده است؟ اگر بگوييم رؤيت طريق است براى ماه در صورتى كه از محاق خارج شده و با چشم معمولى امكان رؤيت داشته باشد، اين هم دور است و هم عين مدّعا.
پس بحث علمى اقتضا مىكند كه در خصوص اين نزاع، نسبت به طريقيّت و عدم طريقيّت رؤيت بحث نكنيم؛ بلكه ببينيم آنچهـرؤيت موضوع براى آن واقع شده چيست؟ آيا مجرّد خروج از محاق است؟ در اين صورت مىتوان گفت كه چون مجرّد خروج از محاق امرى دقيق، عقلى و خارج از فهم عرف است، نمىتواند ميزان باشد.
احتمال دوّم آن است كه از محاق به اندازهاى خارج شود و به مقدارى از خورشيد فاصله بگيرد كه با چشم معمولى نتوان ماه را ديد، امّا با چشم مسلّح مىتوان آن را ديد.
احتمال سوّم آن كه ماه به اندازهاى از محاق خارج شود كه با چشم عادى هم قابل ديدن باشد.