فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٨ - باز هم رؤيت هلال با چشم مسلّح رضا مختارى
سه)
اگر كسى خروج ماه از محاق را مبدأ ماه قمرى بداند، آيا در مقابل او مىتوان گفت: «اين رأى و نظريه با مقام تحديد سازگارى ندارد؟» اگر بگويد: «روايات رؤيت، طريق است براى خروج از محاق نه امكان رؤيت با چشم عادى» چگونه جواب مىدهيد؟(همين شماره، ص٢٠٢)
پاسخ:اين ادعايى است بى دليل و بسيار بى ربط، و درست به همين دليل احدى از فقها خروج ماه از محاق را مبدأ ماه قمرى شرعى نمىداند، و هيچ كس ادعا نكرده است كه رؤيت طريق براى خروج ماه از محاق است، و اگر به فرض، كسى چنين ادّعا كند سخنش باطل و بى اساس است.
چهار)
اگر بگوييم: «رؤيت طريق است براى ماه در صورتى كه از محاق خارج شده و با چشم معمولى امكان رؤيت داشته باشد» اين هم دور است و هم عين مدّعى.(همين شماره، ص٢٠٢)
پاسخ:البته بنده چنين سخنى نگفتهام. مدّعاى بنده اين است كه رؤيت طريق است براى «قابلية الهلال للرؤية» يا «رؤيت پذيرى هلال» و رؤيت پذيرى با چشم عادى يك موضوع است، و رؤيت پذيرى با چشم مسلّح موضوعى ديگر، و ذوالطريق نمىتواند هر دو موضوع، يا فقط رؤيت پذيرى با چشم مسلّح باشد ـ به برهان و بيانى كه در بند ٧ اين مقاله گذشت ـ پس ذو الطريق «رؤيت پذيرى با چشم عادى» خواهدبود.
پنج)
چون ملاك «هلال»، و رؤيت نسبت به آن طريق است، ملاك شروع ماه قمرى و وجوب صيام، يقين به «هلال» است، و «هلال» يك امر واقعى است كه به همان شب اوّل مربوط است؛ بنابر اين، ديدن با اسباب و آلات نيز كفايت مىكند.(همين شماره، ص٢٠٣)
پاسخ:روشن است كه مقصود مستدلّ، موضوعيت «هلال» در لحظات اوّليه