فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
نفساً...» را با آن كه ظهور در وحدت فاعل دارد، باالغاى خصوصيت وحدت، شامل حالت اشتراك دانست؛ در دو روايت نخست هم مىتوانيم بگوييم كه گر چه ظهور در وحدت شخص مجسمه ساز و نقاش دارد اما با الغاى خصوصيت وحدت، اشتراك را در بر مىگيرد. بنا بر اين همان طور كه اگر دوتن يا بيشتر در كشتن نفس محترمه نقش داشته باشند با عنايت به الغاى خصوصيت ومدت مشمول روايت «من قتل نفساً...» بوده و محكوم به عمل حرام هستند. در محل بحث نيز مىتوانيم با الغاى خصوصيت وحدت، اگردو تن يا بيشتر اقدام به آفرينش نقاشى يا مجسمه نمايند محكوم به حرمت بدانيم.
باصرف نظر از مطالب گفته شده، تعميم حكم حرمت مجسّمه سازى و نقاشى به حالت اشتراك ـ چنان كه استاد ما امام خمينى (ره) فرموده است ـ مشكل است؛ زيرا ادله از اثبات حرمت براى فعل هريك از اين دو شخص يا بيشتر قاصر است؛ چرا كه، بدون ترديد عنوان «صوّر صورة» يا «مثّل مثالا» برهريك از آن دو صادق نمىباشد؛ زيرا بديهى است كه مجسمه و نقّاشى همان تصوير خارجى است و اجزا نه مجسمه حيوان است و نه نقاشى آن و كسى كه تصوير جزئى ازحيوان را فراهم كرده، حيوان را به تصوير نكشيده است.خواه از اول تا آخر هر دو باهم به كشيدن تصوير مشغول شده باشند يا يكى از آن دو تن نيمى از پيكر حيوانى را به تصوير كشيده و نيم ديگر را نفر دوم تكميل كرده باشد.يا آن كه يكى از آن دو اجزاى حيوان را به تصوير بكشد و ديگرى تركيب لازم بين اجزا را انجام دهد. دليل مشكل بودن حكم حرمت اين است كه عنوان «نقاش» يا «مجسمه ساز» برآنها صادق نمىباشد؛ چون آنچه از ظاهر روايت «من صوّر صورة » به دست مىآيد اين است كه تصويرـ يعنى اين موجود خارجى كه به آن تمثال و مجسمهمىگوييم ـ از يك تن صادر شده باشد در حالى كه فرض ما اين است بيش از يك نفر در آفرينش آن نقش داشته اند. جمله«من صوّر صورة» از اين نظر، نظير جمله«من قال شعراً» يا «من كتب سطراً» يا «من مشى من بلده الى مكة» است كه همگى ظهور در وحدت فاعل دارند.
اگر احتمال داده شود كه مقصود از جمله «من صوّر صورة» يا «من مثّل مثالا» اين است كه هركس هيأت نقّاشى يا مجسمه را فراهم سازد دراين صورت عنوان نقّاش و مجسمه ساز