کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠ - مطالعه توصيفى رابطه متقابل مردم و حكومت در اسلام
جامعه انقلابى ما پياده كند، قابل بررسى است. اما انصاف اين است كه امام(رحمه الله)تا آن جا كه مربوط به خودش مىشد، كوتاهى نكرد. حضرت امام(رحمه الله) تا آن جا كه مربوط به خودش مىشد، از مولايش پيروى كرد. آن زندگى ساده، آن عبادت هاى شبانه، آن مهربانى ها نسبت به محرومان جامعه، آن ناله ها و گريه ها، آن توسلات، پاى بندى به حق، تحت تأثير نزديكان واقع نشدن، منافع خود و خانواده و بستگان را ترجيح ندادن، همه حاكى از تأسى ايشان به على(عليه السلام)است. جا داشت كه در سال امام كه گذشت، ما را بيشتر با امام آشنا مىكردند، ولى متأسفانه به جاى آن ما را بيگانه تر كردند. مطالبى به نام ديدگاه هاى امام مطرح و منتشر شد كه بسيارى از آنها ضد ديدگاه هاى امام راحل بود. چه مىشود كرد؟! در زمان پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و اميرالمؤمنين(عليه السلام)هم اين چنين بود. خود مرحوم امام امروز سخن مىگفت، فردا تحريف مىكردند؛ با اين كه هيچ رهبرى در عالم در ساده گويى مثل امام(رحمه الله) نبود. گاهى مىفرمود، من ديگر نمىدانم به چه زبانى بايد سخن بگويم كه تحريف نكنند.
به هر حال زندگى امام بسيار شبيه جدّش بود. اما به هر حال حكومت با يك نفر درست نمىشود، و به اصطلاح با يك گل بهار نمىشود. ايشان در حدى كه مىتوانست، به كسانى كه زيردستش بودند و مستقيماً روى آنها اثر داشت، آنها را تحت مراقبت خود قرار مىداد، گاهى آنها را نصيحت مىكرد، احياناً تَشر مىزد و يا انتقاد مىكرد. آن طور كه حافظه ام يارى مىكند، از مسؤولان درجه اول كشور شنيدم كه: پيش نيامد كه ما يك مرتبه خدمت امام برويم و امام از ما انتقاد نكنند، هر وقت مىرفتيم يك انتقادى داشتند. حتى نسبت به آن نزديكانى كه مثل چشم خود آنها را دوست مىداشت، اگر نقاط ضعفى داشتند امام به آنها تذكر مىداد. البته معناى تذكر دادن اين نبود كه صد در صد عمل شود، ولى به هر حال ايشان نقش خودش را ايفا مىكرد. اگر ما در