کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - فلسفه  اى ديگر، وظايفى ديگر
بكند و تكليفى بر عهده آن مىگذاريم، در مقابل بايد حقى هم داشته باشد؛ زيرا تكليف بدون حق نمىشود. وقتى مىگوييم مردم چنين حقى بر دولت دارند، در مقابل بايد تكليف و مسؤوليتى را هم بپذيرند. حقوقى كه براى دو گروه مقابل هم اثبات مىشود، بايد توازن داشته باشند. نمىتوان براى يك طرف حقى سنگين در نظر گرفت ولى براى طرف ديگر نه. بدون توازن و تناسب حقوق و تكاليف، كارها به سامان نمىرسد.
تا اين جا روشن شد كه يكى از فسلفه هاى وجودى حكومت، كارهايى است كه خود افراد و مردم نمىتوانند انجام دهند. بر اساس همين فلسفه، گفتيم كه يكى از وظايف حكومت، انجام اين گونه امور است.
فلسفه اى ديگر، وظايفى ديگر
دومين وظيفه از وظايف اصلى حكومت كارهايى است كه از خود مردم برمىآيد، امّا به دلايلى معمولاً داوطلب كافى براى انجام آن كارها پيدا نمىشود؛ مثلاً خود مردم مىتوانند با تأسيس بيمارستان ها، آزمايشگاه ها، داروخانه ها و اماكن بهداشتى و درمانى مختلف، نياز جامعه را از اين جهت ها تأمين مىكنند، اما عملا مىبينيم كه آن اندازه بيمارستان هايى كه خود مردم مىسازند، يا آن اندازه پزشك و داروخانه و آزمايشگاهى كه خود مردم داوطلبانه تأسيس مىكنند، براى رفع نيازهاى جامعه كافى نيست؛ و يا چنان چه به عهده خود مردم گذاشته شود، برخى افراد سوء استفاده مىكنند؛ مثلاً نرخ هايى تعيين مىكنند كه عموم مردم به ويژه محرومان و طبقات آسيب پذير جامعه از عهده پرداخت آن برنمىآيند. اگر بنا باشد نرخ خدماتى را كه بعضى از متخصصان ارايه مىدهند به اختيار خودشان تعيين كنند، ممكن است در وهله اول رقابت باشد و قيمت هاى نسبتاً منصفانه اى تعيين شود، اما در مراحل