کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - پرسش و پاسخ
است. همه اينها پيش گيرى هايى است براى اين كه خطا و اشتباه كم پيش بيايد. اما اين كه اصلا اشتباهى رخ ندهد، در زندگىِ اجتماعى غير معصوم چنين چيزى ممكن نيست. بشر جز آن كه در سايه لطف خاص الهى قرار گرفته و از موهبت عصمت برخوردار گردد، پيوسته در معرض خطا و اشتباه است. بنابراين بهترين نظام، نظامى است كه ساز و كارى را به كار بگيرد كه خطا و اشتباه در آن به حداقل برسد. اين چيزى است كه در نظام سياسى اسلام پيش بينى شده و اگر درست عمل كنيم، خواهيم ديد كه اين نظام از لحاظ تحقق اهداف از همه نظام ها بهتر است.
پرسش: آنچه كه در تئورى حكومت اسلامى گفته شد (در اين بحث يا مباحث سابق)، همه متين و صحيح است، اما در مقام عمل، ملاحظه مىكنيم كه بهترين روش حكومتى كه موجب پيشرفت كشورها شده است، همان شيوه دموكراسى است. گرچه تصريح شده است كه دموكراسى واقعى در جايى وجود ندارد، اما به هر حال همين نحوه حكومت موجود در غرب، اين آثار و فوايد را در همان جوامع غربى داشته است. نظر شما در اين باره چيست؟
پاسخ: قبل از هر چيز بايد در خصوص قضاوت اين پرسش گر محترم، تأمل و استفسار شود كه مقصود شما از اين كه بهترين نحوه حكومتى كه وجود دارد دموكراسى است، چيست؟ آيا منظور، دموكراسى حتى در جايى است كه قوانين ضد اسلامى است؟ چون حكومت دموكراتيك كه مبتنى بر خواست مردم است، مىتواند هر قانونى را وضع كند، گرچه خلاف نصّ قرآن و خلاف ضروريات اسلام باشد. به نظر پرسش گر محترم آيا چنين حكومتى بهترين شيوه حكومتى است؟ يا اين كه مقصود ايشان از دموكراسى و مردم سالارى، دموكراسى در قالب احكام اسلامى و در چهارچوب ارزش ها و به اصطلاح مردم سالارى دينى است؟