کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٥ - خلاصه بحث
براى بعضى از مردمان عليه برخى ديگر قرار داده است. اين حق اساساً متعلق به خدا است و كسى نبايد به خدا بدهد. اين حق خدايى او است. چون او خدا است و خالق و مالك همه چيز و همه كس است و هستى همه عالَم از او است، چنين حقوقى را بر بندگانش دارد. بر اساس آن حق ذاتى كه خدا بر بندگان دارد، حقوقى را براى بعضى از بندگان بر برخى ديگر قرار داده است. فَجَعَلَها تَتَكافَأُ فى وُجُوهِها؛ اين حقوقى كه براى برخى مردم بر برخى ديگر قرار داده، متوازن است. هم سان و هموزن بودن به اين معنى است كه وقتى حقى را براى اين طرف قرار مىدهد، در مقابلش حقى هم براى آن طرف قرار مىدهد، تا با يكديگر هم سنگ بشوند. اين گونه نيست كه يك طرف بچربد و سنگين شود و آن طرف سبك باشد. «تَتَكافَأُ» يعنى تكافؤ و هم سانى دارد و اين حقوق كفو هم هستند. وَ يُوجِبُ بَعْضُها بَعْضاً وَ لا يُسْتَوْجَبُ بَعْضُها اِلاّبِبَعْض؛ وجود بعضى از اين حقوق است كه حقى را بر ديگرى ايجاب مىكند. نمىشود اين حق را واجب كرد مگر اين كه آن حق بر آن ديگرى ثابت شده باشد. اينها با يكديگر هم وزن و هم سنگ هستند.
پس حق را بايد خدا تعيين كند و اين ناشى از حق الوهيت و ربوبيتى است كه خودش دارد. وَ اَعْظَمُ مَاافْتَرَضَ سُبْحانَهُ مِنْ تِلْكَ الْحُقُوقِ حَقُّ الوالِى عَلَى الرَّعِيَّةِ و حَقُّ الرَّعِيَّةِ عَلَى الْوالى؛ اما بالاترين و بزرگ ترين حقى كه خدا براى بنده اى بر بنده ديگر قرار داده است حقى است كه حكومت بر مردم و مردم بر حكومت دارند. اين دو حقِ متوازن، بزرگ ترين حقى است كه خدا براى بندگان قرار داده است. حقوق ديگرى هم نظير حق پدر و مادر بر فرزند و فرزند بر پدر و مادر، همسر بر همسر و غير آنها وجود دارد كه آنها را نيز خدا براى مردم تعين كرده است؛ اما از بزرگ ترين حقوقى كه خدا براى تنظيم روابط بين مردم قرار داده، حق حاكم بر مردم و حق مردم بر حكومت است.