دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٣٥
| ابن مهران جلد: ٤ شماره مقاله:١٨٣٥ |
اِبْنِ مِهْران، ابوبكر احمد بن حسين بن مهران نيشابوري (٢٩٥-
٣٨١ق/٩٠٨-٩٩٢م)، مُقري مشهور خراسان و اولين مؤلف دربارة قرائات دهگانه. در
منابع متقدم اشارتى بر اينكه وي به شهر ديگري غير از نيشابور منسوب بوده،
ديده نمىشود. تنها ابن عساكر در تاريخ دمشق بدون ذكر سند گفتار خود، يادآور
شده كه اصل ابن مهران از اصفهان بوده و نيشابور اقامتگاه او بوده است
(ابن منظور، ٣/٥٥؛ قس: ياقوت، ٣/١٢)؛ اما با توجه به اينكه منبع اساسى ابن
عساكر در معرفى ابن مهران گفتههاي حاكم نيشابوري است (سمعانى، ١٢/٤٩١؛
خليفة نيشابوري، ٧٦)، و نسبت اصفهانى در آن ديده نمىشود، مىتوان در صحت
اين انتساب ترديد كرد. اين احتمال وجود دارد كه منشأ افزودن اين نسبت، خلط
بين ابن مهران با مقري ديگري به نام ابوبكر احمد بن محمد بن مهران
اصفهانى بوده باشد (براي شرح حال او، نك: ابن جزري، غاية، ١/١٢٨).
ابن مهران از نوجوانى در نيشابور آغاز به طلب علم كرد و از شيوخى چون
ابوبكر ابن خزيمه، ابوالعباس سراج ثقفى و ابوالعباس ماسَرجَسى حديث آموخت
(ياقوت، ٣/١٣، به نقل از حاكم). از استادان متأخرتر او در حديث مىتوان مكى
بن عبدان (د ٣٢٥ق) را نام برد (ذهبى، سير، ١٦/٤٠٦). ابن مهران مدتى را نيز
در سمرقند گذرانيد و به فراگيري قرائت از استادان آن ديار چون ابوبكر محمد
بن محمد بخاري و ابوعلى محمد بن احمد صفار پرداخت (ابن مهران، ١٤، ٢١؛
اندرابى، ٧١؛ ابن جزري، همان، ٢/٦١). سپس براي ادامة تحصيل رهسپار غرب شد و
از مقريان بزرگ عراق و شام بهره گرفت. از جمله در بغداد از ابوبكر محمد ابن
حسن نقاش، ابوالحسين احمد بن عثمان بن بويان، ابوبكر محمد بن حسن بن
مقسم و قاضى ابوبكر ابن كامل و در كوفه از زيد بن على عجلى و ابوعلى حسن
بن داوود نقار استفاده برد (ابن مهران، ٨، ٤٢، جم). همچنين در دمشق از
ابوالحسن محمد بن نضر بن اخرم، ابوسهل صالح ابن ادريس بغدادي و در صور از
ابوبكر محمد بن نعمان صوري قرائت آموخت (همو، ٢١، ٣٨، ٤٠؛ براي فهرستى از
مشايخ او، نك: ابن جزري، همان، ١/٤٩-٥٠). با توجه به سالهاي وفات اين
استادان مىتوان زمان سفر عراق و شام را در حدود دهة ٣٠ از سدة ٤ق تخمين زد.
ابن مهران پس از بازگشت به نيشابور، به عنوان قطبى در قرائت خراسان
شناخته شد و به تدريس و تأليف در اين زمينه پرداخت (نك: سمعانى، همانجا،
به نقل از حاكم؛ خليفة نيشابوري، همانجا؛ صريفينى، ٧٠٨) و جمعى از جمله
ابوالحسن على بن محمد فارسى، ابوسعد احمد ابن ابراهيم مقري، مهدي بن طرارا
و على بن احمد بستى از او قرائت آموختند (اندرابى، ٤١؛ صريفينى، ١١٧، ٧٠٨؛
ابن جزري، همان، ١/٥٠). حاكم نيشابوري نيز در ٣٥٥ق/٩٦٦م در بخارا نزد او
قرائات عشر را آموخت (سمعانى، همانجا). در حديث نيز كسانى چون ابواسحاق
ثعلبى، ابوسعد گنجرودي، ابوعثمان صابونى و ابوعبدالله اسماعيل بن محمد
تفليسى و ديگران از او روايت كردهاند (صريفينى، ٣٢، ١٠٩، ١٧٦، ١٨٣، ٤٣٦، ٥٧٥؛
ذهبى، سير، ١٦/٤٠٧). او سرانجام بر اثر بيماري در نيشابور درگذشت (سمعانى،
همانجا؛ ابن جزري، النشر، ١/٨٩).
ابن مهران و قرائات عشر: پس از آنكه در حدود ٣٠٠ق ابن مجاهد (ه م) قرائات
هفتگانه را رسميت بخشيد و نظرية او در اين زمينه تا حدود نيم قرن - گاه تا
حد تقدس - بر عالم قرائت حاكم بود، ابن مهران با تأليف آثار خود و مطرح
ساختن قرائات عشر اين جوّ موجود را درهم شكست. البته قابل تصور است كه
اقدام او بدين كار، به ويژه در خراسان، بدون زمينة پيشين صورت نگرفته
باشد، ولى آثار وي - در حد اطلاع ما - اولين آثار تأليف شده در قرائات
دهگانه به شمار مىرود (نيز نك: برگشترسر، .(٢٢٥ در واقع شكستن سد قرائات سبع
توسط ابن مهران در خراسان، بر مطرح شدن قرائات هشتگانه توسط مصريان - به
عنوان يك بازنگري در نظرية قرائات هفتگانة ابن مجاهد - پيشى داشته است
(قس: ه د، ابن غلبون، طاهر). البته ابن مهران در كتاب الغاية فى القراءات،
در كنار قرائات عشر، اختيار ابوحاتم سجستانى را نيز مورد عنايت قرار داده است
(ابن جزري، غاية، ١/١٤٦؛ قس: اندرابى، ١٥١) و تصور نمىرود كه او قصد آن
داشته است تا بر عدد «ده» (عشر) در شمار قرائات قابل قبول، تكيه نمايد؛
بلكه در مكتب خراسان كه وي خود از بانيان آن بود، عدم پاي بندي به عدد
خاص آشكارا ديده مىشود. به عنوان مثال منصور بن احمد عراقى شاگرد او نيز،
به تبع كتاب الغاية، در كتاب الاشارة خود قرائت ابوحاتم را به ١٠ قرائت
ديگر افزود (نك: پرتسل، ٣٥ ؛ قس: ابن جزري، همان، ٢/٣١١) و اندرابى در
الايضاح قرائت ابن محيصن و ابوعبيد را بر اين ١١ علاوه كرد (نك: ص ٧٥، ١٤٢).
كتاب الشامل در قرائات دهگانه كه چندي پيش از ٣٥٥ق تأليف شده (نك:
سمعانى، همانجا)، ظاهراً بر ديگر تأليفات ابن مهران در اين زمينه پيشى
داشته و چند گاهى در حيات مؤلف به عنوان متن تدريس مىشده و مورد مطالعه
بوده است (مثلاً نك: ابن جزري، همان، ١/٥٠)، تا آنجا كه ابن مهران به
درخواست خوانندگان، با نوشتن كتاب المبسوط به شرح و بسط پيچيدگيهاي آن
پرداخته است (نك: ابن مهران، ٧)، اما الشامل با تأليف كتاب الغاية، گويا
رونق خود را از دست داد و شاگردان جوانتر ابن مهران الغاية را به عنوان
متن درسى پذيرفتند، از جملة اينان، ابوسعد احمد بن ابراهيم مقري، الغاية را
در خراسان رواج داد و بعدها اين متن را به روايت او به دست مقريان ديگر
بلاد از قزوين و همدان و عراق و شام و مصر رسيد و قرنها تدريس مىشد
(صريفينى، ١١٧؛ رافعى، ٢/٢٤٧، ٢٨٤؛ ٣/١٤٥؛ ذهبى، معرفة، ١/٢٧٩؛ ابن جزري،
همان، ١/٣٦، ٣٩، ١٤٦، جم، النشر، ١/٨٩ -٩٠). راوي ديگر الغاية از ابن مهران،
ابوالوفا مهدي بن طرارا قائنى است كه اين متن را در كرمان ترويج كرد و آن
را از طريق شاگردش هذلى به مقريان بزرگى چون ابوالعز قلانسى، سبط خياط و
ابواليمن كندي رسانيد (همو، غاية، ٢/٣١٥، النشر، ١/٩٠).
كتاب الغاية همچنين به عنوان منبع اساسى مورد تكية برخى مؤلفان بعدي چون
هذلى در الكامل (نك: ابن جزري، همانجا)، اندرابى در الايضاح (ص ٤١، جم؛ ابن
جزري، غاية، ١/٥٢٧)، ابوالعلاء همدانى در غاية الاختصار (همان، ١/٤٩؛ قس:
رافعى، ٢/٢٤٧) و مؤلف كتابى در قرائات سبع كه از شاگردان ابن مهران بوده
(هدايت حسين، شم ١١٥ ، بدون تصريح به نام الغاية ) قرار گرفته است.
بر كتاب الغاية شروحى نيز نوشته شده كه مهمترين آنها از آنِ شاگرد ابن
مهران، ابوالحسن على بن محمد قهندزي است كه نسخة آن تاريخ ٤١٣ق را دارد.
نسخة نيمة اول اين شرح در دارالكتب قاهره و نيمة دوم آن در كتابخانة بارودي
بيروت نگهداري مىشود (پرتسل، ٢٩,٣٠ ؛ GAS,I/١٥; براي رواج اين شرح در
ايران در سدههاي مختلف، نك: رافعى، ١/١٣٠-١٣١، ٣٠١، ٢/٤٦٤، ٣/١٠٧، ٢٢٠؛ ابن
جزري، همان، ١/٤٠٠).
پس از قهندزي نيز كسانى چون ابوزيد احمد بن ابى بكر ضرير بغوي در شرح
مشكلات الغاية، محمود بن حمزة بن نصر كرمانى در الهداية (نك: دانش پژوه،
فهرست، ٨٠؛ ابن جزري، همان، ٢/٢٩١) و ابوالمعالى فضل بن طاهر بن سهل حلبى
(نك: حاجى خليفه، ٢/١١٨٩) اين كتاب را شرح كردهاند و نيز محمد بن محمود بن
ابى بكر طوسى در حدود ٦٢٠ق در بستان المهتدي آن را مختصر كرده است (ابن
جزري، همان، ٢/٢٥٩).
از ٣ اثر ياد شدة ابن مهران در قرائات عشر تنها المبسوط است كه بر اساس يك
نسخة خطى محفوظ در كتابخانة ظاهريه به چاپ رسيده است. از كتاب الغاية نيز
يك نسخة خطى در كتابخانة عارف حكمت مدينه (زركلى، ١/١١٥؛ دانش پژوه،
نسخههاي خطى، ٥/٤٤١) و نسخهاي ديگر در كتابخانة رشيد افندي ، GAS) همانجا)
وجود دارد. بروكلمان با ترديد نسخهاي از الشامل را در ليدن با شمارة ١٦٣٤
نشان داده است ؛ GAL,S,I/٣٣٠) قس: ورهووه، .(٢
ديگر آثار: حاكم نيشابوري در تاريخ نيسابور نزديك به ٢٠ اثر از ابن مهران در
علوم قرآنى نام برده (نك: ياقوت، ٣/١٣-١٤؛ عبدالجليل، ٦١٢) و ابن جزري در
غاية النهاية (١/٤٩) چند عنوان ديگر بر آنچه حاكم ياد كرده، افزوده است؛ با
اين وصف از آثار او جز چند مورد نشانى در دست نيست (براي دو اثر ديگر با
عناوين سجود القرآن و فوائد، احتمالاً در حديث، نك: اسنوي، ٢/٤٠٠؛ صريفينى،
٥٩٩).
گفتنى است رسالهاي به فارسى در رسمالخط مصحف به صورت خطى در
كتابخانههاي آستان قدس رضوي (آستان، ٦/١٦٦-١٦٧) و جامع گوهرشاد مشهد (فاضل،
٣/١٢٣٥) وجود دارد كه به وي منتسب است و احتمال دارد كه ترجمة يكى از
نوشتههاي او بوده باشد. در مورد دو اثر خطى با عناوين تحفة الانام فى
التجويد كه بروكلمان نسخة آن را در كتابخانة آصفيه نشان داده ؛ GAL,I/٢٠٣)
قس: ، GAS همانجا) و كتابى در قرائات سبع كه سزگين نسخة آن را در كتابخانة
بنگال معرفى كرده (همانجا)، بايد گفت مورد اول محل ترديد است و مورد دوم با
مراجعه به فهرست كتابخانة مزبور (هدايت حسين، پذيرفتنى نيست و به تصريح
همين فهرست، نسخة مزبور توسط يكى از شاگردان ابن مهران تأليف شده است.
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ ابن جزري، محمد، غاية النهاية، به كوشش گ.
برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ همو، النشر فى القراءات العشر، به كوشش على
محمد ضباع، قاهره، كتابخانة مصطفى محمد؛ ابن منظور، محمد، مختصر تاريخ دمشق
لابن عساكر، به كوشش رياض عبدالحميد مراد، دمشق، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابن مهران،
احمد، المبسوط، به كوشش سبيع حمزه حاكمى، دمشق، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ اسنوي،
عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله جبوري، بغداد، ١٣٩١ق؛ اندرابى،
احمد، قراءات القراء المعروفين (بخشى از الايضاح )، به كوشش احمد نصيف
جنابى، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ حاجى خليفه، كشف؛ خليفة نيشابوري، احمد، تاريخ
نيشابور، تهران، ١٣٣٩ق؛ دانش پژوه، محمد تقى، فهرست نسخههاي خطى كتابخانة
دانشكده ادبيات، مجموعة على اصغر حكمت، تهران، ١٣٤١ش؛ همو و ايرج افشار،
نسخههاي خطى، تهران، ١٣٤٦ش؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب
ارنؤوط و اكرم بوشى، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، معرفة القراء الكبار، به كوشش
محمد سيدجادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ رافعى، عبدالكريم، التدوين، حيدرآباد
دكن، ١٩٨٥م؛ زركلى، اعلام؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن،
١٤٠١ق/١٩٨١م؛ صريفينى، ابراهيم، تاريخ نيشابور ( منتخب السياق عبدالغافر
فارسى)، به كوشش محمد كاظم محمودي، قم، ١٤٠٣ق؛ عبدالجليل رازي، نقض، به
كوشش جلالالدين محدث، تهران، ١٣٥٨ش؛ فاضل، محمود، فهرست نسخههاي خطى
كتابخانة گوهرشاد مشهد، مشهد، ١٣٦٧ش؛ ياقوت، ادبا؛ نيز:
L sser, G. & O. Pretzl, X Die Geschichte des Korantexts n , Geschichte des Qor ?
ns, von Th. N N ldeke, Leipzig, ١٩٣٨, vol. III; GAL; GAL, S; GAS; Hidayat
Hosain, M., Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Callection of the Royal
Asiatic Society of Bengal, Calcutta,١٩٣٩;Pretzl,O., X Die Wissenschaft
derKoranlesung n , Islamica, ١٩٣٤, vol. VI; Voorhoeue.
احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا