دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٣٣
| ابن مولی جلد: ٤ شماره مقاله:١٨٣٣ |
اِبْنِ مَولى، ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن مسلم، (د ح ١٧٠ق/ ٧٨٦م)،
شاعر عصر اموي و عباسى. وي از بردگان آزادشدة قبيلة عمروبن عوف بود، در قُبا
(جنوب مدينه) به دنيا آمد و در همانجا پرورش يافت (ابوالفرج، ٣/٢٨٦؛
مرزبانى، ٣٤٢؛ خطيب تبريزي، ٢/٣٥٧). وي عمري دراز يافت (مرزبانى، همانجا) و
چنانكه از روايات ابوالفرج (٣/٣١٠) برمىآيد، وي ظاهراً نخستين مدايح خود را
به عبدالملك بن مروان (د ٨٦ق/٧٠٥م) - حتى پيش از آنكه به ديدار وي نايل
شود - تقديم داشته است. اما دانسته نيست كه پس از آن هم خلفاي اموي را
مدح گفته است، يا نه؟ وي شايد به آن سبب كه از دربار خلفا مأيوس شده
بود، به مدح اميران پرداخت و به يزيد بن حاتم كه از ١٤٤ق از سوي منصور
خليفة عباسى حكومت مصر را برعهده داشت، روي آورد. شاعر اين بار نيز بىآنكه
او را ديده باشد، مديحهاي به وي تقديم كرد (همو، ٣/٢٩١) و سپس براي ملاقات
با او از مدينه به مصر رفت و مدتى نسبتاً طولانى در خدمت او به سر برد و از
هدايا و جوايز بسياري بهرهمند شد (خطيب تبريزي، ٢/٣٥٧؛ ابوالفرج، همانجا). به
روايت ابوالفرج (٣/٢٩٠) يزيدبن حاتم، در مقابل يك مديحه ٢٠ هزار دينار
موجودي خزانه را به او بخشيد. ابن مولى يك بار ديگر نيز زمانى كه يزيد بر
اهواز حكم مىراند، بر او وارد شد و او را مدح گفت (همو، ٣/٢٩٥). وي علاوه بر
يزيد بن حاتم، واليان مدينه جعفر بن سليمان (حك ١٦١-١٦٣ق) و حسن بن زيد
(حك ١٥٠- ١٥٥ق) و نيز قثم بن عباس حاكم يمامه را كه همه از حاميان شعر و
ادب بودند، مورد مدح و ستايش قرار داده است (نك: زبيري، ٣٣؛ جاحظ، ٢/٢٤٥؛
ابوالفرج، ٣/٢٩٠، ٢٩٣-٢٩٤؛ مرزبانى، همانجا). از ميان خلفاي عباسى وي تنها
مهدي (حك ١٥٨- ١٦٩ق) را مدح گفته است. مهدي هنگامى كه به خلافت رسيد، او
را به دربار خود فراخواند و بسيار گرامى داشت. از آن پس ابن مولى با
پاداشهاي گزاف خليفه، زندگى آسودهاي براي خود فراهم ساخت و خانهاي در
مدينه بنا كرد (ابوالفرج، ٣/٢٩٣، ٢٩٨).
ابن مولى شاعري پاكدامن بود و از تغزل به زنان سخت پرهيز مىكرد، اما اين
را نيز به خوبى مىدانست كه «محبوبيت شاعر در گرو غزليات اوست». به همين
جهت از بيم اينكه مبادا با تغزل به زنان به گناه افتد، غزليات خود را
خطاب به كمانش كه ليلى نام نهاده بود، مىسرود (همو، ٣/٣٠١-٣٠٢؛ صفدي،
٣/٢٩٦؛ فروخ، ٢/٨٧).
براي برخى غزليات دلنشين وي آهنگهايى نيز ساخته بودند كه گروهى از
خنياگران از جمله ابن عايشه آنها را به آواز مىخواندند (ابوالفرج، ٢/٢١٨،
٣/٢٩٣). ابن نديم (ص ١٨٤) مجموعة اشعار او را حدود ٣٠ ورقه ذكر كرده است كه
از آن جز قطعاتى پراكنده (حدود ٢٠٠ بيت) كه در آثار ابوتمام (٢/٣٥٧- ٣٥٨)،
زبيري (ص ٣٣)، جاحظ (٢/٢٤٥) و ابوالفرج اصفهانى (٢/٢١٨، ٣/٢٨٥-٣٠٢) آمده،
اثري برجاي نمانده است.
مآخذ: ابن نديم، الفهرست؛ ابوتمام، حبيب، ديوان الحماسة، شرح خطيب تبريزي،
دمشق، مكتبة النوري؛ ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ جاحظ،
عمرو، رسائل الجاحظ، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛
خطيب تبريزي، شرح بر ديوان الحماسة (نك: هم، ابوتمام)؛ زبيري، مصعب، كتاب
نسب قريش، به كوشش لوي پرووانسال، قاهره، ١٩٥٣م؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، ويسبادن، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ فروخ، عمر، تاريخ
الادب العربى، بيروت، ١٩٨٤م؛ مرزبانى، محمد، معجمالشعراء، به كوشش
عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م. رضوان مساح
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا