دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٢٢
| ابن منذر، ابوبکر محمد جلد: ٤ شماره مقاله:١٨٢٢ |
اِبْنِ مُنْذِر، ابوبكر محمد بن ابراهيم بن منذر بن جارود نيشابوري (ح
٢٤١-٢٩ شعبان ٣١٨ق/٨٥٥ -٢٦ سپتامبر ٩٣٠م)، فقيه، محدث و مفسر مكى. ابواسحاق
شيرازي (ص ١١٨) تاريخ وفات وي را در ٣٠٩ يا ٣١٠ق دانسته كه صحيح نمىنمايد
(نك: ذهبى، تذكرة، ٣/٧٨٣). از جزئيات زندگى وي اطلاع چندانى در دست نيست؛
شايد او بخش آغازين تحصيلش را در نيشابور گذرانده باشد، ولى به هر صورت پيش
از ٢٦٨ق در مصر حضور يافته و در آنجا نزد شاگردان شافعى چون محمد بن
عبدالحكم (د ٢٦٨ق) و ربيع بن سليمان (د ٢٧٠ق) فقه و حديث آموخته است.
اقامت ابن منذر در مصر حدو ٨ سال به طول انجاميده و با رفتن وي به مكه
پايان پذيرفته است. در آنجا در محضر محدثانى چون محمد بن اسماعيل صائغ (د
٢٧٦ق) دانش آموخت (همان، ٣/٧٨٢) و تا پايان عمر مجاورت حرم گزيد (نك:
قرطبى، عريب، ١٥٦؛ ذهبى، سير، ١٤/٤٩٠؛ فاسى، محمد عابد، ٢/٢٥١، به نقل از
نسخهاي از الاقناع ابن منذر). از ديگر مشايخ او محمد بن ميمون، اسحاق بن
ابراهيم دبري و على بن عبدالعزيز (ذهبى، همانجا؛ ياقوت، ٢/٥٤٥ -٥٤٦) و از
شاگردان و راويانش كسانى چون محمد بن يحيى بن عمار دمياطى، ابوبكر ابن
مقري و ابوطاهر محمد بن ابراهيم اصفهانى (ابن عطيه، ١٣٢؛ ابن حجر، لسان،
٥/٢٨) را مىتوان نام برد.
در باب مسائل فقهى، غالباً برآنند كه ابن منذر از كسى تقليد نمىكرده است
(نك: ذهبى، تذكرة، ٣/٧٨٣؛ اسنوي، ٢/٣٧٤؛ فاسى، محمد بن احمد، ١/٤٠٧). همچنين
سبكى (٣/١٠٢) از وي در كنار محمد بن جرير طبري و محمد بن خزيمه كه هر كدام
خود صاحب مذهب بودهاند، به عنوان مجتهد مطلق ياد كرده است؛ چنانكه ذهبى (
سير، ١٤/٤٩١) و نووي (١(٢)/١٩٧) به عدم التزام وي به مذهبى خاص تصريح
كردهاند. اين مطلب را با توجه به گفتة سبكى (همانجا) مىتوان بدين گونه
تبيين كرد كه ابن منذر اگر چه در عداد فقهاي شافعى به شمار مىآيد (مثلاً
نك: ابن نديم، ١٦٩؛ عبادي، ٦٧؛ ابواسحاق شيرازي، همانجا)، اما در مواردي از
رأي شافعى عدول كرده و خود مجموعه فتاوايى داشته كه او را چون صاحب
مذهبى خاص مطرح كرده است. مقدسى (ص ٩٦) به صراحت بيان مىكند كه مذهب
ابن منذر در مَعافِر يمن رواج داشته است و اين گفته بر ما معلوم مىدارد
كه اين مذهب دست كم تا اواخر سدة ٤ق/١٠م داراي پيروانى بوده است، ليكن
در مورد رواج مذهب وي بيش از اين اطلاعى در دست نيست. برخى از آراء خاص
او را نويسندگان شافعى چون عبادي (همانجا) و سبكى (٣/١٠٣) مورد توجه قرار
دادهاند.
اطلاع و احاطة او بر اختلاف و اتفاق فقها در مسائل گوناگون، بىشك از جهات
شايان توجه شخصيت فقهى اوست، تا حدي كه نووي (همانجا) يادآور شده كه
علماي مذاهب مختلف، به گفتة وي اعتماد داشته و نظر او در بيان آراء مذاهب
گوناگون مورد قبول عامه بوده است. او در عين نقل آراء، به بررسى در آنها
نيز مىپرداخته، و در اين باب كسى را ياراي رقابت با وي نبوده است، كتاب
الاجماع ابن منذر كه دربارة اتفاق نظر علماي مذاهب در مسائل فقهى تأليف
شده، اين گفته را مستند مىسازد، و وجود نظرات فقيهانى چون: ابن ابى ليلى
از اصحاب رأي، حسن بن صالح، اوزاعى و يعقوب بن ابراهيم از اصحاب حديث
(نك: ابن منذر، ٩١، ٩٥، جم) مؤيد آگاهى وي بر مذاهبى جز مذاهب چهارگانه است.
او همچنين در اختلاف نظر فقها كتاب الاشراف را به رشتة تحرير در آورده كه
ابن خلكان (٤/٢٠٧) آن را از كتب مشهور و مفيد در اين باب دانسته و ستوده
است.
ابن منذر علاوه بر فقه، در حديث نيز دست داشته است. اگرچه از زبان برخى
چون عقيلى مطالبى در تضعيف ابن منذر نقل شده، اما اين انتقادها چنان
بىمورد مىنموده كه ذهبى ( ميزان، ٣/٤٥١) و به تبع او ابن حجر ( لسان،
٥/٢٧) به راحتى از آن گذشته، و اين انتقادها را نابجا شمردهاند. ابن منذر در
كتاب الاشراف ضمن بيان مطالب فقهى، تبحر خويش را در حديث نيز نشان داده
است، چنانكه تحقيق دربارة صحت ادلة احكام و نقد احاديث مورد استناد در اين
اثر چنان تحسين برانگيز است كه وي را در شمار محدثان چيرهدست قرار مىدهد
(نك: نووي، همانجا). نام ابن منذر و احاديث منقول از او در بسياري از كتب
حديث به چشم مىخورد (نك: قرطبى، محمد، ١/١١٧، ١٢٥، جم؛ ابن حجر، تلخيص،
١/١٠، ١٩، جم؛ ابن قدامه، ١/١١، ١٤، جم).
آثار:
الف - چاپى: ١. الاجماع، كه پيش از اين بدان اشاره شد، كم حجمترين اثر
او در زمينة فقه بوده و مشتمل بر ٧٦٥ مسأله است (قس: چاپ عمر بارودي كه
٧٦٧ مسأله را در بردارد.) اين اثر بدون شك از نخستين كتب فقهى است كه از
بين نرفته است (قس: ابن نديم، ١٦١، ٢٠٨، ٢٧٢، ٢٩٢). الاجماع بار نخست در
١٩٨٥م به چاپ رسيده و ٣ چاپ انتقادي آن نيز توسط عبدالله عمر بارودي
(بيروت، ١٩٨٦م)، محمدعلى قطب (بيروت، ١٩٨٧م) و فؤاد عبدالمنعم احمد (قطر،
١٩٨٧م) منتشر شده است؛ ٢. رحلة الامام الشافعى الى المدينة المنورة، كه در
١٣٥٠ق در قاهره چاپ شده است.
ب - خطى: ١. الاشراف فى اختلاف العلماء يا الاشراف على مذاهب الاشراف
(اهل العلم)، كه ابن خلكان (همانجا)، ذهبى ( سير، ١٤/٤٩٠) و ديگران در
اشاره به آثار ابن منذر بيش از همه به آن توجه كردهاند و اين توجه خود
نشانة اهميت آن نسبت به ديگر آثار اوست. در حال حاضر تنها بخشهايى از
الاشراف در كتابخانة توپكاپى ، TS) شم و دارلكتب مصر (خديويه، ٣/١٩٣) موجود
است؛ ٢. الاقناع، در فقه كه نسخهاي از آن در جامع قرويين فاس محفوظ است
(فاسى، محمد عابد، شم ١١٦٧)؛ ٣. تفسير القرآن، كه ذهبى ( سير، ١٤/٤٩٢) آن را
نشانة تبحر ابن منذر در تفسير قرآن دانسته است. اين اثر احتمالاً تا اواخر سدة
٩ق/١٥م هنوز به طور كامل موجود بوده و سيوطى آن را در اختيار داشته است
(نك: سيوطى، طبقات، ٢٨). اين تفسير يكى از منابع اساسى سيوطى در تأليف الدر
المنثور بوده و آن را همواره در رديف تفسير طبري مورد استفاده و استناد قرار
داده است (مثلاً نك: ١/١٢، ٣٨، جم). اين كتاب يقيناً از همان آغاز به جهت
وجود تفسير طبري - معاصر ابن منذر - تحتالشعاع قرار گرفت و چندان توجهى
بدان نشده است. امروزه نسخهاي از آن كه فقط مشتمل بر تفسير بخشى از
قرآن: از آية ٢٧ سورة بقره تا آية ٩٤ سورة نساء است، در كتابخانة گوتا نگهداري
مىشود ( پرچ، شم ٥٢١ ؛ نيز نك: )؛ GAS,I/٤٩٦ ٤. الاوسط، (نك: نووي، ١(٢)/١٩٦)
كه حاجى خلفه (١/٢٠١-٢٠٢) با نام الاوسط فى السنن و الاجماع و الاختلاف از
آن ياد كرده و آن را در حدود ١٥ جلد معرفى كرده است. بخشهايى از اين كتاب
در كتابخانة توپكاپى ، TS) شم و اياصوفيه وجود دارد (نك: .(GAL,S,I/٣٠٦ همچنين
نسخهاي از آن با عنوان اختلاف العلماء در فهرست خديويه (١/٢٦٢) معرفى شده
كه محتمل است با الاشراف بىرابطه نباشد. در ميان آثار يافت نشدة ابن منذر
عناوين اثبات القياس، المبسوط و المسائل فى الفقه به چشم مىخورد (ابن
نديم، ٢٦٩؛ ابن خلكان، ٤/٢٠٧؛ قس: پرچ، .(II/٣٥٨-٣٥٩
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، تلخيص الحبير فى تخريج احاديث الرافعى الكبير،
به كوشش عبدالله هاشم يمانى، مدينه، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ همو، لسان الميزان،
حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ق؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن عطيه، فهرس، به كوشش محمد
ابواجفان و محمد زاهى، بيروت، ١٩٨٣م؛ ابن قدامه، عبدالله، المغنى، قاهره،
١٣٦٧ق؛ ابن منذر، الاجماع، به كوشش فؤاد عبدالمنعم احمد، قطر، ١٤٠٨ق/١٩٨٧م؛
ابن نديم، الفهرست؛ ابواسحاق شيرازي، ابراهيم، طبقات الفقهاء، به كوشش
خليل الميس، بيروت، دارالقلم؛ اسنوي، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش
عبدالله جبوري، بغداد، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ حاجى خليفه، كشف؛ خديويه، فهرست؛
ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سيراعلام النبلاء،
به كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم بوشى، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، ميزان
الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ١٩٦٣م؛ سبكى، عبدالوهاب، طبقات
الشافعية الكبري، به كوشش محمود محمد طناحى و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره،
١٩٦٨م؛ سيوطى، الدر المنثور، بيروت، ١٩٨٣م؛ همو، طبقات المفسرين، به كوشش
مورسينگ، ليدن، ١٨٣٩م؛ عبادي، محمد، طبقات الفقهاء الشافعية، به كوشش گوستا
ويتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛ فاسى، محمد، العقد الثمين، به كوشش محمد حامد الفقى،
بيروت، ١٩٨٦م؛ فاسى، محمد عابد، فهرس مخطوطات خزانة القرويين، فاس،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ قرطبى، عريب، صلة تاريخ طبري، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩٧م؛
قرطبى، محمد، الجامع لاحكام القرآن، به كوشش احمد عبدالعليم بردونى،
بيروت، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش دخويه، ليدن،
١٩٠٦م؛ نووي، محيىالدين، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة
المنيرية؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
,S; GAS; Pertsch; TS.
فرامرز حاج منوچهري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا