دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٢٦
| ابنمتوج جلد: ٤ شماره مقاله:١٧٢٦ |
اِبْنِ مُتَوَّج، جمالالدين بن عبدالله بن محمد بن على بن حسن بحرانى،
عالم امامى بحرين در سدههاي ٨ و ٩ق/١٤ و ١٥م. در برخى منابع لقب او
فخرالدين (ابن ابى جمهور، ١/٦، ٧) و شهابالدين (حسينى قاري، ١) نيز آمده
است. از جزئيات زندگى ابن متوج اطلاعى در دست نيست. تنها مىدانيم كه او
اهل اُوال - از جزاير بحرين - بود و براي تحصيل به عراق آمد. وي در حله از
محضر فرزند علامة حلى، فخرالدمحققين (د ٧٧١ق) و ديگران بهره گرفت و پس از
دريافت اجازه از آنان به بحرين بازگشت (ماحوزي، «جواهر»، ٨٦ -٨٧). ابن
متوج تا پايان عمر در بحرين به قضا و امور حسبيه اشتغال داشت. وي در همانجا
درگذشت و در جزيره اُكُل به خاك سپرده شد (همان، ٨٩). تاريخ وفات او به
قطع دانسته نيست، ليكن برخى به استناد دست نوشتهاي به خط فرزندش ناصر،
آن را در ٨٢٠ق/١٤١٧م دانستهاند (نك: امين، ٣/١٣).
وي در حله با شهيد اول (د ٧٨٦ق) گفت و گوهايى داشته و چندي پس از بازگشت
ابن متوج از حله، آن دو در مكه و موسم حج مجدداً با يكديگر ديدار كردهاند و
بين ايشان مباحثهاي روي داده (ماحوزي، همانجا). احمد بن فهد احسايى،
فخرالدين سبيعى و احمد بن محذم اوائلى از ابن متوج بهره برده و روايت
كردهاند (ابن ابى جمهور، ١/٦ -٧؛ افندي، ١/٤٤). وي فقيهى بود كه فتاويش در
نقاط دورتر نيز تا حدودي شهرت داشته است (ابن ابى جمهور، ١/٦) و مؤلفان
برخى اقوال فقهى وي را مورد توجه قرار دادهاند (نك: ماحوزي، همانجا؛ افندي،
١/٤٣). همچنين گفته شده كه مقصود فاضل مقداد (١/١٤٣، جم) از معاصري كه
اقوال وي را نقل كرده، ابن متوج بوده است (نك: افندي، ١/٤٤- ٤٥).
معتبرترين منبع اطلاعات دربارة ابن متوج، نوشتههاي ماحوزي است
(«علماءالبحرين»، ٦٩ -٧٠، «جواهر»، ٨٦ -٩٠) كه با گفتههاي ابن ابى جمهور در
آثارش (نك: ١/٦؛ بحرانى، ١٧٩) و حر عاملى (٢/١٦) تكميل مىشود.
گفتنى است افندي علاوه برشرح حال مفصلى كه از ابن متوج آورده (١/٤٣)، در
جايى ديگر (٣/٢٢٠) به شيوة معمول خود شرح حال ديگري براي وي آورده كه بر
اساس نسخة نحفة الاخوان مرندي نوشته شده و در آن نام جد ابن متوج به جاي
محمد، سعيد ضبط گرديده و همين امر موجب شده است كه برخى چون محسن امين
(نك: ٣/١٠-١٣)، احمد بن عبدالله بن محمد و احمد بن عبدالله بن سعيد را دو
شخصيت متمايز قلمداد كنند.
از آثار به جاي ماندة او الناسخ و المنسوخ است. ابن متوج خود مىگويد (ص
١١-١٢)، آن را از تفسير خويش برگرفته است. شرح اين رساله از عبدالجليل
حسينى قاري با تصحيح و ترجمة محمد جعفر اسلامى در ١٣٤٤ش در تهران به چاپ
رسيده است.
برخى از آثار وي نيز به صورت خطى بازمانده است: ١. غرائب المسائل (آستان،
٢/٨٨ -٨٩)؛ ٢. كفاية الطالبين (همان، ٢/١٠٢، ٥/٤٨٢). اين رساله با عنوانهاي
هداية المستبصرين و مايجب على المكلف و مايعم به البلوي نيز شناخته مىشده
است (نك: آقابزرگ، ١٩/٣٥، ٣٦، ٢٥/١٩١)؛ ٣. منهاج الهداية فى تفسير آيات
الاحكام الخمسمأة. آقابزرگ نسخهاي از آن در كتابخانهاي شخصى ديده است
(٢٣/١٨٠-١٨١)؛ ٤. وسيلة القاصد فى فتح معضلات القواعد، در شرح قواعد الاحكام
علامة حلى (آستان، ٥/٥٢٨ -٥٢٩)؛ ٥. الثارات يا قصص الثار، منظومهاي بلند در
مراثى و حماسههاي شيعه با مطلع «علىّ حرام ان الذّبمطعم» ( آلوارت، شم (٥
)٨٠٨٥ )؛ ٦. حرز منظوم (الهيات، ٢٩٠؛ قس: فولرس، شم (٤٨ )٨٩١ ؛ براي برخى
ديگر از اشعار او، نك: طريحى، ١٥٣- ١٥٥؛ خوانساري، ١/٧٠-٧١). همچنين ماحوزي
(«علماء البحرين»، ٧٠، «جواهر»، ٨٨) و افندي (٣/٢٢٠) آثار ديگري را از او بر
شمردهاند.
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ آقابزرگ، الذريعة؛ ابن ابى جمهور احسايى، محمد،
غوالى اللئالى، به كوشش مجتبى عراقى، قم، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن متوج، احمد،
«الناسخ و المنسوخ»، شرح كتاب الناسخ و المنسوخ (نك: حسينى قاري در همين
مآخذ)؛ افندي، عبدالله، رياض العلماء، قم، ١٤٠١ق؛ الهيات تهران، خطى؛
امين، محسن، اعيان الشيعة، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ بحرانى، يوسف، لؤلؤة
البحرين، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، قم، مؤسسة آل البيت؛ حرعاملى، محمد،
امل الا¸مل، به كوشش سيد احمد حسينى، بغدادي، ١٣٨٥ق؛ حسينى قاري،
عبدالجليل، شرح كتاب الناسخ و المنسوخ، به كوشش و ترجمة محمد جعفر اسلامى،
تهران، ١٣٤٤ش؛ خوانساري، محمدباقر، روضات الجنات، تهران، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛
طريحى، فخرالدين، المنتخب، نجف، ١٣٧٩ق؛ فاضل مقداد، كنزالعرفان فى فقه
القرآن، به كوشش محمدباقر بهبودي، تهران، ١٣٤٣ش؛ ماحوزي، سليمان، «علماء
البحرين»، «جواهرالبحرين»، فهرست آل بابويه و علماءالبحرين، به كوشش احمد
حسينى، قم، ١٤٠٤ق؛ نيز:
Ahlwardt; Vollers, K., Katalog der islamischen... Handschriften der Universit L
rs - Bibliothek zu Leipzig, Osnabr O ck, ١٩٧٥.
محمدجواد انواري
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا