دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٣٣
| ابن طراوه جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٣٣ |
اِبْنِ طَراوه، ابوالحسين، سليمان بن محمد بن طراوه (ح ٤٣٨-
٥٢٨ق/١٤٠٦-١١٣٤م)، اديب ونحوي عصرملوكالطوائف و مرابطون در اندلس. از
جزئيات زندگى وي چندان اطلاعى در دست نيست. مىدانيم كه وي اهل مالقه
بوده است (بلفيقى، ٦٤) و نسبتش ظاهراً به سبا از نوادگان قحطان مىرسد (نك:
ضبى، ٢٩٠؛ سيوطى، ١/٦٠٢). پس از فراگيري مقدمات علوم، نزد استادان بنامى
چون ابوالحجاج اعلم و ابومروان ابن سراح به تكميل آموختههاي خود در نحو
پرداخت و به ويژه مدتى در ملازمت اعلم به سر برد (ابن ابار، ٢/٧٠٥؛ يمانى،
١٣٥؛ صفدي، ١٥/٤٢٢). الكتاب سيبويه را يك بار نزد اعلم و بار ديگر نزد ابن
سراج خواند (ابن ابار، همانجا) و چون در نحو و ادب به كمال رسيد (ضبى،
همانجا)، به سنت اهل اندلس لقب «استاد» يافت (عمادالدين، ٣/٥٧١). گويند در
حفظ الكتاب و آگاهى از دقايق آن همتايى نداشته است (ضبى، همانجا؛ قس: ابن
ابار، همانجا). وي مدتى نيز نزد ابوالوليد باجى (ه م) به فراگيري فقه و
اصول پرداخت (سيوطى، همانجا؛ قس: بنا، ٢٢- ٢٥)، امّا نه تنها در اين باب
دانش قابل ذكري كسب نكرد، كه فقيهان اندلسى را نيز به باد انتقاد گرفت و
در شعري، مال پرستى و رشوهخواري آنان را هجو گفت (سيوطى، همانجا).
ابن طراوه سفر بسيار مىكرد و در شهرهاي مختلف اندلس به تدريس و اشاعة آراء
خود مىپرداخت (ابن ابار، همانجا). بسياري از دانشمندان و اديبان معروف نيز
علم نحو، خاصه الكتاب را نزد وي آموختهاند. از آن جمله مىتوان از قاسم
بن دحمان، ابوالقاسم سهيلى، ابوبكر بن سمحون، قاضى عياض و ابومحمد عبدري
نام برد (سلفى، ٦٢؛ ابن دحيه، ٢١٧، ٢٣١؛ ابن ابار، سيوطى، همانجاها؛ قس:
بنا، ٢٦-٣١). وي به بارگاه اميران و سلاطين اندلس نيز راه يافته و معتصم
ابن صمادح (حك ٤٤٤-٤٨٠ق) اميرالمريه و على بن يوسف بن تاشفين (حك ٥٠٠
-٥٣٧ق) را مدح گفته است (ابن سعيد، ٢/٢٠٨؛ قس: بنا، ٤٢-٤٣). با آنكه زندگى
ابن طراوه اغلب در آسايش و شادكامى سپري شده (بنا، ٢٠-٢١، ٣٨؛ قس: ابن
ظافر، ٣٨٢؛ ابن سعيد، ٢/٢٠٨-٢٠٩؛ مقري، ٣/٣٨٤- ٣٨٥)، اما چنين مىنمايد كه وي
در اواخر عمر طولانى خود (عمادالدين، همانجا) به سختى و مشقت دچار آمده است،
چه خود در الافصاح از تيرهروزي خويش سخن گفته و از مصايب روزگار شكوه
كرده است (بنا، ٢١).
ابن طراوه را صاحب مكتبى مستقل در نحو شمردهاند (ابن قاضى شهبه، ١٢٧؛ بنا،
٢٦). آراء وي در مواردي با آراء جمهور نحويان متفاوت بوده است (سيوطى،
همانجا). تعريف اصطلاحات و بيان دلالتهاي آنها، ايجاد تقسيمات جديد از جمله
در زمان و مكان و ذكر تفاوتهاي متشابهات از ويژگيهاي مكتب نحوي اوست (بنا،
٦٨ -٧١). اساس كار او را بازگشت به مكتب سيبويه و انتقاد از نوآوريهاي
ابوعلى فارسى و ابن جنى تشكيل مىدهد. وي گويى واقعيات نحوي زبان را بر
مثالهاي معقد و فرضى نحويان ترجيح مىداده است. از اين رو، دربارة يكى از
مثالهاي نحوي ابوعلى فارسى، با پوزخندي زهرآگين و استفاده از الفاظ قرآنى
گويد «اگر جن و انس فراهم آيند... چيزي از اين كلام در نخواهند يافت» (بنا،
٦١، به نقل از افصاح ). آراء و نظريات خاص وي در تأليفات نحويان پس از او
بسيار نقل شده است (نك: همو، ٧١-١٠٠). شايد دليري او در انتقاد از مردي چون
ابوعلى فارسى و ستايشهاي گاه به گاه نسبت به آراء سيبويه سبب شده باشد
كه داوريهايى متفاوت و گاه متضاد در حق او كنند: ابن سمحون شاگرد و ستايندة
او سرسخت ابن طراوه او را داناترين نحوي روزگار دانسته (يمانى، ١٣٥؛ سيوطى،
همانجا)، حال آنكه ابن خروف او را نادان و خودپسند خوانده است (سيوطى،
همانجا). ابن طراوه در شعر و رسالهنگاري نيز دستى داشته است (ابن ابار،
يمانى، سيوطى، همانجاها). ابياتى از سرودههاي وي را منابع نقل كردهاند.
يكى از رسالههاي نحوي او را نيز كه خطاب به ابوالحسن ابن باذش نوشته
شده، ابن قاضى شهبه نقل كرده است (بنا، ٥٠ -٥١).
آثار:
الف - خطى: الافصاح ببعض ماجاء من الخطأ فى الايضاح، در نقد الايضاح
ابوعلى فارسى. مؤلف در اين كتاب به بيان نارساييهاي الايضاح پرداخته و
آثاري چون الكتاب سيبويه، الجمل زجاجى (ه م) و الكافى ابن نحاس (ه م) را
براي مبتديان سودمندتر از آن دانسته است (همو، ١٧، ٥٦ -٥٧). وي چنانكه
اشاره شد، اصولاً از توجه همگانى به آثار ابوعلى فارسى و شاگردش ابن جنى
(ه م) انتقاد مىكند و مختصرات ديگران را براي آموزش نحو ترجيح مىدهد (همو،
١٧). نسخهاي از اين كتاب به شمارة ١٨٣٠ در اسكوريال موجود است ( ٢ ESC) و
بنا (ص ٥١، حاشية ٥) اظهار مىدارد كه به پژوهش آن پرداخته است.
ب - منسوب: ١. المقدمات الى علم الكتاب و شرح المشكلات على توالى
الابواب كه آن را به اختصار المقدمات على كتاب سيبويه نيز خواندهاند (بنا،
٤٦-٤٧؛ قس: ابن ابار، سيوطى، همانجاها). ٢. ترشيح المقتدي (يمانى، سيوطى،
همانجاها)، كه آن را خلاصهاي از المقدمات دانستهاند (حاجى خليفه، ١/٣٩٩).
٣. مقالة فى الاسم و المسمى (سيوطى، همانجا).
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريرد،
١٨٨٢م؛ ابن دحيه، عمر، المطرب، به كوشش ابراهيم ابياري و ديگران، قاهره،
١٩٥٤م؛ ابن سعيد، على، المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٥م؛ ابن
ظافر، على، بدائع البدائة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٧٠م؛
ابن قاضى شهبه، ابوبكر، طبقات النحاة، به كوشش محسن عياض، نجف،
١٣٩٣/١٩٧٣م؛ بلفيقى، ابراهيم، المقتضب من كتاب تحفة القادم ابن ابار، به
كوشش ابراهيم ابياري، بيروت، ١٩٨٣م؛ بنا، محمد ابراهيم، ابوالحسين بن
الطراوه و اثره فى النحو، قاهره، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ حاجى خليفه، كشف؛ سلفى،
احمد، اخبار و تراجم اندلسية، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٦٣م؛ سيوطى،
عبدالرحمان، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/
١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش برندراتكه، بيروت،
١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ ضبى، احمد، بغية الملتمس، مادريد، ١٨٨٤م؛ عمادالدين كاتب،
محمد، خريدة القصر، (قسم شعراء المغرب و الاندلس)، به كوشش آذرتاش آذرنوش و
ديگران، تونس، ١٩٧٢م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس،
بيروت، ١٩٦٨م؛ يمانى، عبدالباقى، اشارة التعيين، به كوشش عبدالمجيد دياب،
رياض، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ نيز:
ESC ٢ .
مريم صادقى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا