دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٩٧
| ابن صاحب الصلاة جلد: ٤ شماره مقاله:١٣٩٧ |
اِبْنِ صاحِبُ الصَّلاة، ابومروان يا ابومحمد عبدالملك بن محمد ابن احمد
باجى اشبيلى، مورخ و ديوانسالار اندلسى (د بعد از ٥٩٤ق/ ١١٩٨م). دربارة
تاريخ تولد و رشد و تحصيلات او اطلاعى در دست نيست. از نويسندگان متقدم تنها
ابن ابار به لقب، نام و كنية او اشاره كرده است ( التكملة، ٣/٦٢٠). جز آن،
از جاي جاي تاريخ المن بالامامة، تنها اثر موجود ابن صاحب الصلاة، نكاتى
پراكنده دربارة فعاليتهاي او مىتوان دريافت. از آن كتاب برمىآيد كه در
٥٥٧ق/١١٦٢م، هنگامى كه شيخ ابومحمد عبدالله بن حفص والى موحدي، شهر
قرمونه را گشود، ابن صاحب الصلاة در آنجا بود و او را تهنيت گفت (ص ١٨٥).
تازي برپاية برخى شواهد، احتمال داده كه او در آن وقت، جوانى ٢٠ ساله
بوده و بنابراين مىبايست در حوالى ٥٣٧ق/١١٤٢م زاده شده باشد (ص ١٥). ابن
صاحب الصلاة در همان سال در زمرة دبيران دولت موحدي در قرطبه حضور داشت (ص
٢٠٤). در ٥٦٠ق/١١٦٥م به توسط بنى حفص به دربار موحدون راه يافت و كارش
بالا گرفت (همان، ٢٥٨- ٢٦٠). در همين ايام فرصتى يافت تا از محضر برخى از
دانشمندان دربار موحدون چون ابوالحسن على بن محمد اشبيلى بهرهمند شود.
در ٥٦١ق همراه شيخ ابوعبدالله محمد بن ابى ابراهيم والى جديد اشبيليه از
مراكش به اندلس رفت و ظاهراً تا ٥٦٤ق كه شيخ محمد دوباره به مراكش
خوانده شد، در آن ديار ماند. از آن پس تا سال ٥٦٦ق از اوخبري در دست نيست.
در اين سال وي در مراكش به ياري ادريس بن جامعِ وزير و ابومحمد عبدالله
مالقىِ فقيه به نزد ابويعقوب يوسف موحدي راه يافت و از نزديكان او شد.
گويا همين رابطه سبب گشت كه به تدوين تاريخ موحدون كه خود شاهد بسياري
از وقايع آن بود، بپردازد (تازي، ١٩-٢٤؛ ابن صاحب الصلاة، ٤٣٠). آخرين نشانى
كه از ابن صاحب الصلاة در دست است، اقامة خطبه در جامع بزرگ اشبيليه به
سال ٥٩٤ق/١١٩٨م به فرمان المنصور موحدي است (تازي، ٢٤)، ولى دانسته نيست
كه در چه تاريخى از مراكش به اندلس بازگشته است.
ابن صاحب الصلاة ظاهراً به تدريس نيز مىپرداخته و كسانى چون ابومحمد
عبدالله بن مغيث انصاري قرطبى (معروف به ابوالصفار) و ابوالحكم عبدالرحمان
بن حجاج نزد او شاگردي كردهاند (تازي، ٢٦). تاريخ درگذشت ابن صاحب الصلاة
نيز نامعلوم است و گاه با تاريخ درگذشت كسان ديگري كه ابن صاحب الصلاة
نامبردار بودهاند (منونى، ٧٢) اشتباه شده است. تازي بر آن است كه او
احتمالاً در آخرين سالهاي سدة ٦ق/١٢م درگذشته است (همانجا).
از اشعار ابن صاحب الصلاة چندان باقى نمانده كه برپاية آن بتوان توانايى
او را در شاعري سنجيد. ظاهراً از شاعران مبرز عصر خود نبوده و حتى بر ذوق
ادبى او خرده گرفتهاند (ابن ابار، الحلة السيراء، ٢٢٦؛ قس: تازي، ٢٨).
از ابن صاحب الصلاة تنها يك كتاب در زمينة تاريخ مغرب و اندلس، به روزگار
فرمانروايى موحدون باقى مانده است. اين كتاب شامل ٣ بخش يا ٣ سِفْر بوده
كه اكنون فقط بخش دوم آن به نام تاريخ المن بالامامة شناخته و منتشر شده
است. اين بخش، از وقايع سال ٥٥٤ق/١١٥٩م آغاز شده و به وقايع آخر سال
٥٦٨ق/١١٧٣م پايان پذيرفته است. كتاب مذكور در اصل عنوانى بسيار مطول دارد.
گويا بخش اول اين كتاب در حكم مقدمهاي بوده است بر دو بخش ديگر حاوي
مطالبى دربارة پيدايش موحدون، قيام و ظهور محمد بن تومرت ملقب به مهدي و
نيز شرح پارهاي از آشوبها و كشمكشهاي فرق مذهبى و سياسى مغرب و اندلس در
نيمة اول سدة ٦ق/١٢م (ابن صاحب الصلاة، ١١٨، ١٤٦، ١٩٣، ٣٦٨؛ تازي، ٣٥). بخش
سوم كتاب به همين قياس به شرح رويدادهاي سياسى و نظامى روزگار موحدون،
خاصه پايان دوران ابويعقوب پرداخته است (همانجا). عنوان مبسوط كتاب كه از
آية ٥ سورة قصص (٢٨) بهره گرفته است، به خوبى بر محتواي آن دلالت مىكند.
ارتباط ابن صاحب الصلاة با دربار موحدون و حضور در برخى از وقايع آن روزگار،
او را از آگاهيهاي بسيار دربارة بنيان گذار و نخستين فرمانروايان موحدي و
اوضاع سياسى و اجتماعى و تشكيلات اداري آنان، برخوردار ساخته است. تازي
روش او را مبتنى بر دقت و امانت و داوري درست دانسته است (ص ٤١-٤٢). تكية
نويسنده در نقل مطالب تاريخى چنانكه از متن كتاب برمىآيد بر مشاهدات عينى
(ص ١٤٦، ٢٥٢، ٢٦٩)، مسموعاتش از راويان موثق (ص ١٧٠، ٢١٨، ٢١٩، ٢٨٦) و
تأليفات پيشينيان است (ص ٢٠٢، ٢٥٨) و بناي كارش به روايت سال به سال
تاريخ بوده، هر چند كه گاه ناگزير از اين روش دست شسته است (تازي، ٤٤).
اثر ديگر ابن صاحب الصلاة كه خود در كتاب المن بالامامة بارها به آن اشاره
كرده، كتاب ثورة المريدين يا تاريخ المريدين يا المرتدين (تازي، ٢٩) نام
داتشه و تاريخ طغيان ابوالعباس احمد بن قسى و ياران او را كه به «مريدين»
مشهور بودند و بر موحدون شوريدند و سپس به آنها پيوستند، باز گفته است.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد، ١٨٨٢م؛ همو،
الحلة السيراء، به كوشش حسين مؤنس، قاهره، ١٩٦٣م؛ ابن صاحب الصلاة،
عبدالملك، تاريخ المن بالامامة، به كوشش عبدالهادي تازي، بيروت، ١٩٦٤م؛
تازي، عبدالهادي، مقدمة تاريخ المن بالامامة (نك: ابن صاحب الصلاة در همين
مآخذ)؛ منونى، محمد، العلوم و الا¸داب و الفنون على عهد الموحدين، رباط،
١٩٧٧م.
محمد هدايى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا