ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - أئمهء معصومين نگهدارندگان تعادل دين
تفاوت ميان اين دو نوع ، يك موضوع كاملا اساسى است و آن اراده و اختيار آدمى است كه در عمل به نوع دوم از قوانين دستاندركار است . باين معنى كه انسان بايد با اراده و اختيارى كه دارد ، به قوانين عادله عمل كند و از ارتكاب ظلم اجتناب بورزد . حق كسى را پايمال ننمايد ، در پاك ساختن درونش از آلودگىها فعاليت كند . در بارهء زندگى خود هدف والايى را كه تفسير و توجيه كنندهء حيات او است درك نموده براى وصول به آن بكوشد . . . از طرف ديگر طبيعت حيوانى انسان ، اراده و اختيار و ساير نيروهاى او را تحت تأثير جريان طبيعى خود قرار داده او را از توجيه اراده و اختيار در راه بايستگىها و شايستگىها جلوگيرى مى نمايد .
بنا بر اين آدمى آن جاندار است كه هر لحظه روى نوار مرزى ميان سقوط به طبيعت حيوانى و اعتلا به مقام انسانى قرار گرفته است ، همين كه بخواهد حركتى را آغاز كند ، بيكى از دو طرف ( طبيعت حيوانى ، اعتلا بمقام انسانى ) مايل مى گردد البته اين نكته را در نظر خواهيم داشت كه طرف اعتلا به مقام انسانى مى تواند قوانين منطقى طرف طبيعت حيوانى را مراعات كند ، ولى طرف طبيعت حيوانى نه تنها قوانين اعتلا را مراعات نمى كند ، بلكه همواره چهرهء متضادى با آن قوانين نشان مى دهد .
و با در نظر گرفتن قدرت طبيعت حيوانى انسان و گسترش فعاليتهاى گوناگون آن كه با سهولت و سادگى راه فعاليت را هموار ميكند ، تمايل و گرايش بسوى آن طبيعى بوده ، ورود به اعتلا احتياج به عامل كمككننده دارد . اين عامل عقل و يا وجدان آدمى است كه پيامبر درونى ناميده مى شود .
عقل سليم يا وجدان اساسىترين و مقدسترين كارى را كه انجام مى دهد اينست كه بارور شدن خود را به دو عامل مستند مى داند : ١ - تكاپو براى شناخت جهانى كه در آن زندگى مى كند .
٢ - پذيرش تعليم و تربيت از عظماى كمال يافته كه اسرار هستى و حيات آدمى براى آنان روشن است .
به نظر مى رسد كه اگر عقل يا وجدان آدمى اين كار مقدس را انجام نمى داد