ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - تفسير عمومى خطبهء يكم
الحمد للَّه الَّذي لا يبلغ مدحته القائلون ( سپاس خداى را كه حق ستايشش بالاتر از حدّ ستايشگران است ) .
مگر آن همه عظمت حيرتانگيز در كاخ مجلل هستى و اين همه امتياز و كمال بيكران در موجودى بنام انسان ، چيزى جز گسترش دمى از مشيت بىنهايت او است كه آنرا با كلمهء « باش » برافروخته است مگر بساط رازدار كائنات با آن قوانين و استحكام بنياد ، و نوع انسانى با آن هوش و استعداد و وجدان و انديشه كه لحظه اى از جريانش جهانى را آباد و يا عالمى را ويران مى سازد ، چيزى جز قطرهء ناچيزى از اقيانوس بىپايان قدرت او است از اين رو است كه سپاس و ستايش ما درخور موجوديت ما است نه بشايستگى آن مقام ربوبى .
٢ - و لا يحصى نعمائه العادّون [١] ( نعمتهايش ما فوق انديشهء شمارشگران است ) در گذرگاههاى متنوع حيات كه نوع انسانى از آنها مى گذرد ، تا منزل نهايى آن ، همه جا خوان نعمت بىدريغش را نهاده مى بيند و آيات رحمت الهىاش را گسترده ، حتى آن انديشه و وجدان برين كه از افق اعلاى زندگى به اجزاء و روابط طبيعت كه او را در خود فرو بردهاند ، مى نگرد و آنها را آيات الهى و نعمتهاى ربّانى مى بيند ، خود نعمت عظمايى است كه آدمى از درك و ستودنش ناتوان است و شمارش آن همه موضوعات و قوانين كه انديشه و وجدان را چنين بينايى نصيب فرموده است ، از حدّ و اندازه بيرون .
نخستين مرحلهء بدست آوردن انديشه و وجدان عالى كه چهرهء واقعى هستى
[١] ( وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها ) - النحل آيه ١٨ ( و اگر بخواهيد نعمتهاى خداوندى را بشماريد ، از شمارش آنها ناتوان خواهيد گشت ) .