ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - آيا توحيد با هوىپرستى و گرايش به فريبكارىهاى شيطان سازگار است
( اى اولاد آدم ، مگر من با شما پيمان نبستم كه شيطان را عبادت نكنيد ، زيرا او دشمن آشكار شما است ) .
مسلم است كه هر انسان عاقلى كه از ماهيت هوىپرستى و تبعيت از اغواهاى شيطانى و نتايج تباه كنندهء آن دو ، اطَّلاع دارد ، نمى تواند آن دو را مورد عبادت واقعى كه از احساس عظمت معبود و وابستگى وجودش به او ناشى مى گردد ، قرار بدهد . ولى پيروى از تمايلات حيوانى يك پديدهء بيطرف نيست كه احساسات و نيروهاى آدمى را به سود خود مختل ننمايد ، بلكه اين تمايلات در صورت پىگيرى دائمى ، تدريجا سلطهء خود را به همهء اجزاء و فعاليتهاى درونى مى گستراند و نخست آگاهى و هشيارى را مختل مى سازد و با اختلال در آگاهى و هشيارى چهرههاى واقعى موجودات برونى و حقايق درونى زير پردههاى ظلمانى هوىپرستى پوشيده مى شود . و چنانكه گفتيم : در اين هنگام موضوعى كه همهء سطوح « من » را اشغال مى نمايد ، عوامل گوناگون لذت طبيعى است كه مانند بردهها دنبالش مى گردد ، انديشهها و تجسيمات و تعقل و تداعى معانىها و اراده و اشتياق به اكتشاف موضوعات جديد و كاوشها و . . . همه و همه هدفى جز لذت نمى شناسد . موقعى كه لذت و خودخواهى هدف حيات تلقى شد ، شكل تفسير كنندهء حيات بخود مى گيرد ، در نتيجه مبدء و مقصد و مسير حركت اين آدمى چيزى جز لذتجويى و خودخواهى نخواهد بود . اينست معناى آنكه هوى و هوس خداى اين انسان ، و شيطان معبود او قرار گرفته است .
١٥ ، ١٦ - و كمال توحيده الإخلاص له ( حد اعلاى توحيد او اخلاص به مقام كبريائى او است ) در تفسير كلمهء اخلاص در اين جمله دو نظريه وجود دارد : نظريهء يكم - اخلاص تكاملى انسان چنين است : حدّ اعلاى توحيد خداوندى بدون اخلاص بمقام ربوبى او امكان پذير نيست ، باين معنى كه مادامى كه كمترين تمايلى در درون آدمى به موضوعات ديگرى باشد ، توحيد او به حدّ اعلا نرسيده است . بايستى دل انسان موحّد از همهء عوامل جلبكننده اعراض نموده و متوجه