ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - دوگانه پرستى ( ثنويت ) و سه گانه پرستى ( تثليث )
اگر چه عبارات نقل شده در لغتنامه مانند جملات ابو ريحان بيرونى در دلالت به پذيرش خداى يگانه صريح و روشن نيست ، ولى كلمهء نخستين پدر عظمت قابل تطبيق به خداى بزرگ مى باشد نظريه دوم همان ثنويت معروف است .
بهر حال مسلك مانى با همهء ابهامى كه دارد ، چون مخلوطى از مذاهب بودائى و زردشتى و عيسوى است ، لذا نمى توان دوگانه پرستى واقعى را كه حقيقتا دو خداى مستقل و داراى همهء اوصاف خداوندى باشند ، به او نسبت داد . بنا بر اين اعتقاد او به اقنومهاى پنجگانه ، بىشباهت به اعتقاد نصارى به اقانيم سه گانه نيست . به همين جهت است كه انتقاد متكلمان مسيحيت در بارهء مسلك مانى نبايد بعنوان انتقاد از مشرك بودن مانى بوده باشد ، زيرا آنان نيز تثليث را كه اعتقاد به اقانيم سه گانه را در بر دارد ، پذيرفتهاند . با گذشت زمانى محدود ، مسلك مانى از بين رفته است ، لذا بحث در خصوصيات آن ، چندان اهميّتى ندارد .
آنچه كه فوق العاده مهم است ، موضوع تثليث در عقايد مسيحيت است . در تفسير اين موضوع ميان خود نصارى و ملل ديگر كه آن را مورد بررسى قرار دادهاند ، سخت اختلاف نظر بوجود آمده است . چند نظريهء عمده در اين موضوع باين قرار است : ١ - اب و ابن و روح القدس بمنزلهء سه ضلع مثلَّثاند . اين تفسير خدا را مركب از سه جزء مى داند كه با يگانه پرستى سازش ندارد ، زيرا تركيب از اجزاء موجب احتياج هر يك از آنها بديگرى بوده و بالاخره بجهت تجزيهء ذات منجر به محدوديت خداوندى مى گردد .
٢ - سه اقنوم [١] مزبور مانند سه جلوهء يك حقيقت است . و آن حقيقت خداى يگانه است . اين تفسير اگر چه شرك صريح را از تثليث مرتفع مى سازد ، ولى با
[١] اقنوم كلمه اى است سريانى و يا يونانى بمعناى اصل هر چيز . و در عقيدهء نصارى بمعناى ظهور بارى تعالى است . اقانيم سه تا است : اقنوم وجود ، اقنوم علم ، اقنوم حيات . رجوع شود به لغتنامهء - دهخدا شمارهء مسلسل ٥٨ ص ٣١٧٢ .