ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٤ - آيا علاقه و محبت به پيشوايان ما فوق الطبيعه و اولياء اللَّه نوعى از شرك است
علاقه به رهبران الهى تفكيك نمايند . براى روشن شدن اين مسئله اقسام محبت و گرايش را بطور اجمال مطرح مى نمائيم : قسم يكم - محبت به رهبر الهى به انگيزگى خدمات و تحمل ناگوارىها و گذشت از لذايذ دنيا و فداكارى تا پايان دادن به زندگى خويش در راه رشد و تكامل انسانها .
آيا چنين عظمت و امتيازهاى بزرگ در راه رسانيدن مردم به سعادت واقعى محبّت كامل را ايجاب نمى كند اگر آدمى به اين انسانهاى سازنده محبّت ننمايد ، بكدامين فرد يا افرادى مهر بورزد مسلم است كه اين علاقه و اشتياق يك پديدهء خام روانى بانگيزگى عامل مادى و خودخواهى طبيعى نيست ، بلكه محبتى است تصعيد شده و محصول برآورده شدن هدفهاى عالى زندگى و برخاستن از خاك و آگاه شدن از جان پاك ، بوسيلهء رهبر الهى .
قسم دوم - محبت به ذات و موجوديت خود پيشوايان الهى با قطع نظر از امتيازى عالى كه در قسم يكم متذكر شديم . اگر كسى ادعا كند كه براى من يك فرد عادى همان ارزشى را دارد كه سقراط و يا بالاتر از او ، ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلوات اللَّه عليهم أجمعين ، نه تنها هيچ عاقلى نمى فهمد كه اين شخص چه مى گويد ، بلكه اگر با خيلى خوش بينى به او بنگريم ، بايد بگوئيم : خود گوينده هم نمى داند كه چه مى گويد قسم سوم - محبت به رهبر الهى باين علَّت كه مورد عنايت ربّانى گرديده و با تلاش در راه اجراى دستورات خداوندى و گذشتن از هر گونه اميال و هوسهاى منحرف كننده ، محبوب خداوندى گشته است . در حقيقت محبت اصلى و استقلالى متوجه خداوند متعال است و چون رهبر الهى محبوب او است ، مورد علاقه و مهر آدمى قرار مى گيرد .
قسم چهارم - محبّت ناشى از احساس عظمت و تقربى كه رهبر الهى ببارگاه خداوندى بدست آورده و بوسيلهء آن نور به منصب عالى خليفة اللَّهى نايل گشته و شايستگى جلوهء نور خداوندى را در درونش پيدا كرده است .