ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - مسئلهء دوم
ارزش و عظمت واقعى اشخاص از پدران و مادران آنان سرچشمه نمى گيرد ، بلكه معلول احساس تعهد برين و انديشه و رفتار مطابق آن احساس است ، كه تثبيت آن در عقول و دلهاى مردم ، خود جزئى از رسالت آن خردمند مى باشد .
وابسته نمودن اصول انسانى به يك پديدهء غير اختيارى كه تولَّد از شخصيت باشد ، مساوى نابود كردن همهء تكاملها و رشدهاى واقعى است . لذا بايد آيهء پاداش رسالت را با دقت بيشترى در نظر بگيريم كه منظور از اين محبت چيست اين محبت را مى توانيم از آياتى كه در بارهء بىنيازى رسالت پيامبر اكرم از پاداشهاى معمولى و اين كه پاداشى كه درخواست كرده ، حقيقتى ما فوق ارزشهاى معمولى است ، وارد شده است استفاده نماييم : ١ - ( وَما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ) [١] .
( و تو از آنان پاداشى براى رسالت نمى خواهى ، اين رسالت [ يا اين قرآن ] جز عامل تذكر براى عالميان نيست ) .
( قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا ) [٢] .
( به آنان بگو : من براى رسالتم مزدى نمى خواهم ، مزد من [ حركت و تحول دينى ] كسى است كه مى خواهد راهى بسوى خدا اتخاذ كند ) .
در اين دو آيهء مباركه پاداش خود را گرويدن به دين و نجات از گمراهىها و رهسپار شدن مردم به سوى كمالات انسانى معرفى مى كند كه مسير مستقيم بسوى خداست .
بنا بر مضمون دو آيه ، مودت قربى ( محبت به اهل بيت ) راهى به سوى خدا و وسيلهء ذكر ( اعتلاى روحى ) عالميان است .
خداوند متعال در يكى از آيات قرآنى منفعت و پاداش رسالت را از پيامبر نفى كرده آن را بخود مردم مربوط مى سازد :
[١] يوسف آيهء ١٠٤ .
[٢] الفرقان آيهء ٥٧ .