ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٤ - همهء حقايق به آدم تعليم مى شود
همهء حقايق به آدم تعليم مى شود [١] مسلم است كه مقصود از اسماء لفظ نيست ، زيرا دانستن الفاظ مجرد هيچ امتيازى نيست ، مخصوصا در حدّى كه آدم را شايستهء مسجود گشتن براى فرشتگان نمايد . در دو آيهء زير اين معنى روشن مى شود : ( سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى ) [٢] .
( اسم پروردگار اعلا يا اسم اعلاى پروردگارت را تسبيح كن ) .
( تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرامِ ) [٣] .
( مبارك است اسم پروردگارت كه با جلالت و اكرام است ) .
تعبير به اسم از مسمّى كه واقعيت شيء است ، فراوان و رايج مى باشد ، زيرا در حقيقت اسم و بلكه مطلق كلمه مانند آيينهء نشاندهندهء مسمّاى خودش است .
احاديث معتبر از طريق هر دو مذهب شيعه و سنّى در بارهء اين كه مقصود از اسماء حقايق عالم هستى بوده است ، بحدّ كفايت وجود دارد .
روشن است كه كيفيت اين تعليم يا الهام ، كاشتن بذر همهء دانستنىها در نهاد آدم و فرزندان او بوده است . در همين خطبه در جملات آينده خواهيم ديد كه امير المؤمنين عليه السلام در بيان هدف بعثت پيامبران مى فرمايد : و يثيروا لهم دفائن العقول .
( و برانگيزانند [ يا به فعليت برسانند ] براى آنان مخفى شدهها در عقولشان را ) .
اين مبحث در تفسير جملات مربوطه در همين خطبه مطرح خواهد گشت .
در بعضى از منابع چنين آمده است كه منظور از اسماء پيشوايان الهى و أئمهء
[١] در آيه اسماء ضماير و اسم اشاره اى كه بكار برده شده است ( هم ، هؤلاء ) براى موجودات عاقل است ، با اين كه حقايق تعليم شده اعم از اشخاص عاقل مى باشد . اين استعمال بنا بر اصل تغليب است ، يعنى چون عظمت موجودات عاقل از همه آنها بالاتر است ، لذا ضمير و اسم اشارهء مخصوص به آنها به كار رفته است .
[٢] الاعلى آيه ١ .
[٣] الرحمن آيه ٧٨ .