ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - مسئلهء دوم - ارزيابى علمى فرضيهء تحول
در برابر فرضيهء تحول تدريجى ، فرضيهء ديگرى بنام موتاسيونيسم در حدّى قابل توجه در حدود سال ١٨٨٦ بوسيلهء هوگودو ورى گياه شناس هلندى ابراز مى شود . بنا به اظهار نويسندگان تاريخ علوم ، شارل نودن گياه شناس فرانسوى در اثر مشاهداتى در گياهها در سال ١٨٦٥ اين مطلب را مى گويد : « من توجه كليهء كسانى را كه تصور مى نمايند گونههاى فعلى بر اثر گذشت زمان و در مدت چندين هزار نسل و در اثر تغييرات تدريجى ، پيوسته و كند از گونههاى قديمى بوجود آمدهاند ، جلب مى كنم . من از تغييراتى كه در زمانهاى گذشته در نزد موجودات زنده بوقوع پيوسته است ، اطلاعى ندارم و در اين خصوص اظهار نظر نمى كنم ، ولى آنچه تجربه و عمل نشان مى دهد ، اينست كه در دوران كنونى از بين عدهء زيادى از گياهان و جانوران كه مورد آزمايش و كنترل دقيق قرار مى گيرند ناگهان افرادى به وجود مى آيند كه به علت داشتن بد شكلى يا اختلافات كوچك و بزرگ و صفات تازه از اجداد خويش كه مورد آزمايش قرار گرفتهاند شناخته مى شوند . . . چنين افرادى كه بطور ناگهانى ظاهر مى شوند ، واجد صفات جديدى هستند ، در صورتى كه بتوانند با محيط زندگى خود هم آهنگى و سازش داشته باشند ، به زندگى ادامه مى دهند » [١] .
نظريهء موتاسيونيسم كه تدريجا باين ترتيب بيان شد : « تكامل موجودات زنده در نتيجهء رويدادهايى است كه از قوانين تثبيت شدهء معين پيروى نمى كند » دانشمندان فراوانى را به خود جلب كرده است ، مانند : مورگان و هولدان و جوليان هكسلى و . . . ولى اين فرضيه هم از انتقادات قابل توجه در امان نمانده و مورد بحث قرار گرفت . پىير روسو چنين مى گويد : « آيا مفهوم اين ايرادات آن است كه ما بايد بسوى » موتاسيونيسم متوجه شويم نه ، زيرا آن نيز از ملامت انواع است و بس و هرگز ديده نشده است كه يك خانواده و يا يك طبقه از موجودات بخانوادهء ديگرى تبديل شده باشد . گذشته از آن ، افراد
[١] فرضيههاى تكامل - ش . رواسانى ص ٦٣ و ٦٤ .