ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - تعين و عدم تعين حقايق هستى
« پنجاه سال پيش از اين معينيگرى را ترجيح دادن يا نامعينيگرى را ، مسئلهء ذوق يا پيشداورى فلسفى بود ، اولى مورد تاييد عادت قديمى ، يا احتمالا يك عادت قبلى و پيش از تجربه بود . در تاييد دومى ممكن بود گفته شود كه اين عادت قديمى آشكارا مبتنى بر قوانين فعلى است كه مى بينيم در محيط ما كار مى كنند . ولى بمحض آنكه معلوم شد كه اكثريت يا محتملا همهء اين قوانين رنگ آمارى دارند ، ديگر از اين كه بتوانند برهانى عقلى براى حفظ معينيگرى فراهم كنند ، محروم ماندند » [١] .
مقصود از كلمهء « عقلى » در آخر جملهء مزبور ، حكم تجريدى و تعقلى خالص است كه به واقعيت جارى در طبيعت مستند نمى باشد . البته اين مسئله بطور كلى صحيح است كه براى شناخت طبيعت تماس با خود طبيعت لازم است و تعقل بدون استفاده از واحدها و جريانات عينى در قلمرو طبيعت نمى تواند كارى انجام بدهد .
ولى مسئلهء مهم اينست كه ما در شناخت واقعيت عينى بوسيلهء حواسّ و ساير وسايل آزمايش وارد ميدان مى شويم ، تاكنون هيچ قدرت علمى نتوانسته است از تأثر وسايل شناخت اعم از حواسّ و غير حواسّ از واقعيت عينى كه مورد شناخت قرار گرفته است ، جلوگيرى نمايد .
به عبارت روشنتر وقتى كه چشم من با نور ( كه يك واقعيت عينى است ) تماس پيدا مى كند ، بدون ترديد در عين حال كه نور را مى بيند و بوسيلهء آن نور اشكال و رنگها را حس مى كند ، خود از همان نور متأثر مى شود و طبيعى است كه با كيفيّت تأثر يافته از آن نور ديدن خود را ادامه مى دهد .
ممكن است عدم تعين پديدهء عينى ، ناشى از اين تأثير و تأثر بوده باشد و ممكن است عدم تعين مربوط به نارسايى قوانين و تعريفات علمى ما در بارهء زمان و فضا و علَّيت و غير ذلك باشد و در نتيجه مسئلهء عدم تعين ناشى از عدم تعيين آن قوانين و تعريفات بوده باشد . و به نظر ما اين مسئله قطعى است ، زيرا شكست اصل « اين همين است » و « آن همان است » در جهان عينى ، به شكست واقعيات ميانجامد ، زيرا وقتى بپذيريم كه هيچ چيزى خود آن چيز نيست در حقيقت مساوى پذيرش
[١] علم ، نظريه و انسان - اروين شرودينگر ترجمهء آقاى احمد آرام ص ٨٢ .