تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٣ - اجزاى لا يتجزى ( ذرات جسمانى ) و ذرهء نورانى
((٣٤٠١)) ذرّه نبود جز ز چيزى منجسم ذرّه نبود شارق لا ينقسم
((٣٤٠٢)) گفتن ذرّه مرادم دان خفى محرم دريا نهاى اين دم كفى
اجزاى لا يتجزى ( ذرات جسمانى ) وذرهء نورانى لزوم درك حقيقت بنيادين جهان طبيعت تاريخ بسيار قديمى دارد . در تمدن بابلين نظرى به بنياد طبيعت شده وآن را آب معرفى كردهاند ، همان طور كه در تورات آمده وسپس تالس ملطى نيز موافقت كرده است . اين جانب در كتابى بنام ارتباط انسان - جهان ، نظريات مشهور در بارهء حقيقت اشياء را از قديمترين تاريخ علم وفلسفه مطرح كردهام . خواننده گرامى مى تواند به آن كتاب مراجعه نمايد . يكى از آن نظريات ، مسئله ذرات بنيادين است كه در فلسفه هاى مغرب زمين به نام آتمها ودر فلسفه هاى مشرق زمين به نام جوهر فرد ، جزء لا يتجزى ، جوهر واحد ، جوهر واحد غير منقسم تعبير شده است .
نظريهء آتمها به عنوان بيان كنندهء حقيقت بنيادين جهان طبيعت سابقهء بس ديرينه دارد . در حدود دوازده قرن پيش از ميلاد شخصى از فينيقيين به نام موكس صيدونى ، اين نظريه را بيان كرده ، سپس از براهمه هند در ده قرن پيش از ميلاد با اجزاء لا يتجزى رو برو مى شويم . (١) آنگاه در سى سال پيش از تولد ديموكريت متفكرى به نام
(١) دكتر پينس آلمانى مى گويد : « ما به طور يقين نمى دانيم كه منبع اصلى اعتقاد به جزء لا يتجزى در هند كه بوده است وهمچنين تاريخ حقيقى آن را هم نمى دانيم ، آن چه كه ثابت است ، اين است كه در قرن پنجم پيش از ميلاد ( نزديك به تاريخ لوكيپس وديموكريت ) نظريات جوهر فرد در هندوستان شيوع ورواج زيادى داشته است . سپس جين را مطرح كرده ومى گويد : « اين شخص ماده ومكان وزمان را قابل تقسيم به اجزاى لا يتجزى مى داند ( انوا ) » مكتب آتمى مسلمانان - پينس . .