تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - ٢٠ - محبت و عشق الهى چيست و چگونه قابل وصول است ؟
مزبور ضعيفتر مى شود .
از آن مسير كه عشق صعود مى كند ، يعنى به منبع اصلى خود نزديكتر مى گردد عشق معناى ديگرى به خود مى گيرد ، در مثال پسر ودختر جوان كه عاشق ومعشوق يكديگراند ، همين كه عشق از حوزهء جاذبيت خود معشوق تجاوز مى كند ، مثلًا به پدر ومادر دختر كه با عشق دو جوان روى موافق داشته يا حد اقل بىطرف مى باشند ، مى رسد ، ماهيت عشق عوض مى شود ، وجاى خود را به نوعى از گرايش مخلوط با احساس عظمت مى دهد كه منبع هستى معشوق است .
زيرا عاشق مى داند كه علت وجودى معشوق پدر ومادر هستند كه او را به وجود آوردهاند .
همچنين است ساير موضوعات با ارزش وبا عظمت كه اگر عشق در بارهء آن موضوعات ، به حد نصاب برسد ، عاشق هر چيز را هم كه از دست بدهد ، مانند انديشه وتعقل وكنجكاوى وجريانات بيرونى ذاتى ، اين حقيقت را از دست نمى دهد كه موضوع مورد عشق كه به وجود آورندهء آن است ، آن عظمت وارزش را كه به علت به وجود آورندهء موضوع معشوق داده است ، خود داراى عظمت وارزشى از يك سنخ ديگر بوده است .
چنانكه گفتيم نوع عشق عوض مى شود ومقدارى از عظمت واعتلا در علت را با محبت مخلوط مى كند . يك مثال ديگر را هم در نظر بگيريم ، فرض كنيد : تابلوى فوق العاده زيبايى را در اختيار ما قرار دادهاند كه ما مى توانيم زيبايى وعظمت آن را درك كنيم ، درك زيبايى وعظمت تابلو تدريجا گرايش وعلاقهء ما را به خود جلب مى كند ، خواه اين محبت وعلاقه به درجهء شديدترين عشق برسد يا نه ، عظمت نقاش را كه آن تابلو را به وجود آورده است ، براى ما مطرح خواهد كرد ، ولى اين عظمت يك مفهوم بىگانه از زيبايى نيست ، يعنى مانند عظمت سازندهء يك ساختمان محكم نيست ، بلكه عظمتى است كه سرچشمهء به وجود آورندهء زيبايى است كه مورد عشق وعلاقهء ما قرار گرفته است وجاى ترديد نيست كه عظمت نقاش ممكن است محصول صدها عامل بوده باشد ، مانند به دست آوردن محيطى كه او توانسته است