تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٥ - تفسير ابيات
براى رسيدن به مقام شامخ كمال استمرار تزكيه و رياضت ضرورت دارد
تفسير ابيات
كه چرا مى نفكنى يكبارگى كشتى ام در غصه وبىچارگى بهر حق يكبارگى بگذار دين نفس را كالياس احدى الراحتين او نگشتى ملتفت مر نفس را همچنين كشتى مر او را در عنا
براى رسيدن به مقام شامخ كمال استمرار تزكيه ورياضت ضرورت دارد براى جلو گيرى از جريان مواد آتش فشانى غرايز حيوانى ، متمركز ساختن تمام قوا وپاشيدن آب خيلى زياد كفايت نمى كند ، زيرا منبع غرايز حيوانى در هر لحظه مواد خود را از جهان طبيعت مى گيرد وبه جريان مى اندازد .
اين جريان انقطاع ناپذير با ركود لحظهاى وساعتى از بين نخواهد رفت . سوگند اكيد خوردن در يك لحظه به اين كه هرگز به دنبال طمع كارى وخود نمايى وشهوت پرستى نخواهم رفت وآتش زدن به مادهء ثروت ومقام در يك موقع معين كه ديگر موضوعى براى ثروت ومقام پرستى باقى نماند ، در مقابل جريان مداوم غرايز سود جويى وخود پرستى كارى انجام نمى دهد . لذا آن داستان فرزندى را كه مادر بد كارش را كشت وگفت : اگر مادر را نمى كشتم مى بايست هر روز يك مرد را بكشم بايستى تاويل شود به اين كه هجومهاى شديد براى تعديل غرايز حيوانى نه براى ريشه كن كردن آنهاست ، بلكه براى اين است كه غرايز حيوانى آماده به تعديل مداوم گردد . وگر نه انسان تا آخرين نفس كه مرگش را اعلام خواهد كرد ، اسير بدن مادى ومحتويات ومحركهاى حيوانى آن است . زندگى رو به كمال واقعى ومستمر در اين دنيا به مرگهاى مستمر غرايز به معناى تعديل دايمى آنها نيازمند است .
تفسير ابيات مرد مجاهدى چهل درهم داشت ودر هر شب يك درهم از آنها را به آب دريا مى انداخت وبه اين ترتيب ، جان كندن را براى نفس خويش سخت ودشوار مى ساخت