تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٦ - اگر بخواهيم واقعيت را از چارچوبه ١٧١ بايد به بينم ١٨٧ دريابيم ، خوبست كه نتيجهء ميلياردها كوشش و تلفات و فداكارىهاى بشرى را در راه واقع يابى در اشباع غرايز طبيعى خود خلاصه كنيم
((٣٩٣٧)) اين سخن پايان ندارد در كمال پيش هر محروم باشد اين خيال
((٣٩٣٨)) چون حقيقت پيش او فرج وگلوست كم بيان كن پيش او اسرار دوست
اگر بخواهيم واقعيت را از چارچوبه « بايد به بينم » دريابيم ، خوبست كه نتيجهء ميلياردها كوشش وتلفات وفداكارىهاى بشرى را در راه واقع يابى در اشباع غرايز طبيعى خود خلاصه كنيم .
ديگر نبايد براى زنده سوختن چوردانو برونو ومحاكمه گاليله وتكفير هزاران دانشمند ومحروميتهاى مرگبار كاوشگران طبيعت ونو گرايان تاريخ ونكبت وبدبختى هزاران محققين پيشرو ناله ها كنيم وگريه ها راه بياندازيم ، زيرا منطقى كه اين قضيه را تجويز مى كند كه « نمى بينم پس وجود ندارد » رسما وصريحا تمام فعاليتها وفداكارىهاى مزبوره را محكوم مى كند ، زيرا محاكمه كنندگان وسوزندگان برونو مونادهاى او را نمى ديدند واعضاى دادگاه گاليله حركت زمين را مشاهده نمى كردند وبا چشمشان نمى ديدند . به اضافهء اين كه اكنون كه براى اشباع غرايز حيوانى وبراى خلاصه كردن جهان در آن چه كه ديده مى شود ، هر فردى موقعيتى را براى خود اتخاذ كرده است .
بگذاريد واقع گرايان وكشف كنندگان اسرار طبيعت وپيشروان حقيقت جو به جهنم رانده شوند ، زيرا مردم خودشان مى بينند وغرايز حيوانى خود را هم در اشكال مختلف اشباع مى كنند ، ديگر احتياجى به مزاحمت خرمگسها ندارند آيا كسى را خائنتر از آن شخص سراغ داريد كه مى گويد : مسائل عالى فيزيكى ورياضى را كه من نمى بينم پس وجود ندارند ومتصديانش احمقهايى بيش نيستند گمان نمى رود عاقلى پيدا شود كه چنين ادعاهاى ضد بشرى را از نظر علمى ابراز كند آن چه كه لازم است مورد دقت قرار بگيرد ، كارى است كه مكتب افراطى حسيون انجام مى دهند .