تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - ١٨ - مطلب يكم - آيا عشق يك پديدهء ما فوق طبيعى و رو به خدا است ، خواه معشوق موضوعات جالب اين دنيا بوده باشد يا سعادت ابدى و موجود برين ؟
عالىتر از طبيعت باشد وبداند كه هر چيزى كه به معشوق اول واعلا نزديكتر شود ، داراى نظم عالىتر واعتدال نيكوتر مى باشد . . . مورد عشق ورزى قرار مى دهد . » [١] سپس مى گويد : - « يكى از شئون عقلا اشتياق به نظر در انسان زيبا است ، اين نظر در بعضى اوقات ظرافت وفتوت شمرده مى شود .
واگر اين نظر تنها به انگيزگى قوهء حيوانى باشد ، عقلا آن را به ظرافت وفتوت منسوب نمى دانند ، زيرا حقيقت اينست كه اگر انسان شهوات حيوانى را به انگيزگى حيوانى تلقى واشباع نمايد ، او خود را در معرض نقص قرار داده وبه نفس ناطقه آسيب وارد كرده است ونيز اين گونه شهوت بازى از اختصاصات نفس ناطقه نيست ، زيرا اين نفس به كليات عقلانى ابدى مشغول است نه به جزئيات حسى رو به فساد وتباهى . » [٢] سپس ابن سينا چنين نتيجه مى گيرد :
« اگر انسان صورت زيبايى را با انگيزگى لذت حيوانى مورد عشق وعلاقه قرار بدهد ، شايستهء توبيخ ، بلكه سزاوار توبيخها است ، مانند اشخاص زنا كار ولواط كار وساير گروه هاى منحرف وفاسق . واما اگر صورت نمكين وزيبايى را با ديدگاه عقلانى دوست بدارد چنانكه توضيح داديم ، اين محبت وعشق وسيلهاى براى رفعت وافزايش در خير خواهد بود ، زيرا اين عاشق به موضوعى تمايل پيدا كرده است كه از نظر تأثير به معشوق اول ومعشوق محض نزديك است . . . » [٣] روش ابن سينا در اين مطلب بيشتر جنبهء كلى دارد تا روش تحليلى وعينى زيرا اين متفكر بزرگ به اين مسئله فوق العاده مهم توجهى ندارد كه خود حيوانى ( نفس حيوانى به قول ابن سينا ) توانايى شركت در فعاليت خود عقلانى ( نفس
[١] رسالة فى العشق ، ابن سينا ، ص ١٤ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٥ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٥ . .