تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٩ - قلمرو مشيت الهى
آن چه را كه خدا بخواهد ) .
براى توضيح اين آيات مى گوييم : مقصود از مشيت الهى غير از ارادهء حتمى او است كه به معناى فعليت مشيت ومقدمهء قطعى صدور كار است ، تا به مجرد وجود يا بروز مشيت الهى كار مفروض حتمى الوقوع باشد ، لذا در هيچ يك از آيات قرآنى اراده خداوندى به كارهاى اختيارى انسانها متعلق نگشته است . مثلًا در موردى در قرآن ديده نمى شود كه خداوند بفرمايد : ما اراده كرديم كه فرعون كفر بورزد ، شيطان تكبر نمايد ، ابو لهب با پيامبر به پيكار برخيزد . قاتل تبهكار آدم بكشد . فاسق زنا ولواط وقمار كند .
براى همين است كه ارادهء حتمى از وقوع مراد الهى قابل تخلف نيست .
مشيت الهى تنها زمينهء سلطهء مطلقه الهى را در جهان هستى اثبات مى كند ، معنى كه هر كس هر چه بخواهد وهر كار انجام بدهد ، در قلمرو حكومت او كه از كران تا به كران مورد مشيت الهى است ، مانند كارگاه بسيار بزرگ كه در تحت سلطهء متصدى تام الاختيار قرار گرفته است ، چنانكه پيچ ومهره وسيم وچرخ وهمهء اجزاء آن كارگاه با فعاليتهايش تحت سلطهء متصدى مزبور است ، همچنين كارگران مطيع ومخالف نيز كه اطاعت ومخالفتشان در همان كارگاه صورت مى گيرد ، از نظر فضا ومكان وزمان ووسائلى كه براى اطاعت يا معصيت در اختيارشان قرار گرفته است ، تحت سلطهء متصدى مزبور است .
اين عموميت سلطه واستناد تمام زمينه ها ووسايل كار به متصدى ، تا حدودى مى تواند مشيت الهى را كه عبارت از عموميت سلطه واستناد همهء زمينه ها ووسائل اطاعت ومعصيت به خدا است ، توضيح بدهد . واين سلطهء مطلقه با استناد كار وارادهء انسانها به خود انسانها هيچ گونه منافاتى ندارد ، چنانكه در آيات قرآنى به فراوانى ديده مى شود كه براى خود انسانها مشيت را اثبات مى كند .
با همين توضيح مى توانيم صريحترين آيه را كه مى گويد : « وما تشاؤن الا ان يشاء الله « تفسير كنيم ، به اين ترتيب كه اگر زمينهء مشيت بندگان مطابق خواست