تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٠ - ١٥ - پديده هاى با عظمت انسانى در عشق حقيقى است
سه - آيا عشق مجازى كه انسان را در معشوق مادى محبوس مى نمايد ، مى تواند درون آدمى را برقص در آورد ، يا عشق حقيقى ؟ چهار - آيا طور سينا هم مى تواند به موضوعاتى مثل خود عشق بورزد ومست گردد وموسى را فرياد زنان به زمين بياندازد ؟ پنج - آيا آن نورانيت الهى كه در دل عظماى بشر مى تابد ، معلول آن عشق مجازى است كه همهء جهان هستى را در مقابل ديدگان آدمى تاريك مى سازد وتمام چراغهاى فروزان مغز را بيك لامپ خواب مبدل مى سازد كه بتواند معشوق خود را تنها در تاريكى ببيند . آيا اين عشق مجازى كه ضد روشنايى است ونمى خواهد چهره هاى معشوق را از همه جهات به عاشق نشان بدهد ، مى تواند نور ربانى را در دل آدمى بيافروزد ؟ شش - آيا عشق مجازى كه از صورت زيباى ظاهرى شروع مى شود ودر اسافل اعضا پايان مى يابد ، مى تواند حيات ابدى در مرگ به وجود بياورد ؟ يا اين همه خواص عالى از آن عشق حقيقى است .
هفت - آيا باغ وصحراى عشق مجازى كه هم از نظر انگيزه محدود است وهم از نظر اين كه دو موجود عاشق ومعشوق هر دو محدودند ، مى تواند بىنهايت بوده وجز شادى وغم ميوه هايى ما فوق آن دو داشته باشد ؟ هشت - كيست آن معشوق كه براى عشاق كويش رحمت وكرم بينهايت آماده كرده است ، وهستى ونيستى همه وهمه عاشق كوى او هستند ؟ كيست چنين معشوق غير از يزدان پاك كه همهء هستى را پروانهء دور شمع جمال وجلالش مى گرداند ؟ نه - مگر عشق مجازى مى تواند افزايش شگفت انگيز در باغ جان آدمى به وجود بياورد ؟ با اين كه هر چه جز عشق خداى احسن است گر شكر خواريست آن جان كندن است ده - معشوق مجازى كه همواره مزايا وانگيزه هاى جالبش در تغيير وتبديل است ، مى تواند به ما فوق هستى ونيستى قدم گذارد واز وصول انديشه وبيان به دامانش