تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - آيا هر كس كه با اين رازها آشنا شد ، نمى تواند آنها را به ديگران ابراز نمايد ؟
مپندار كز بهر بازيگريست سراپردهاى اين چنين سرسريست در اين رشته يك نقطه بىكار نيست سرِ رشته بر ما پديدار نيست نه زين رشته سر مى توان تافتن نه سر رشته را مى توان يافتن
بعضى ديگر از بينايان غلط از آب در آمدن محاسبات بشرى را در باره خواسته ها وعدم وصول به واقعيات در دو قلمرو انسان وجهان را نشانهء وجود اسرار پشت پردهاى مى دانند ، تخلف محاسبات در بارهء خواسته ها با داشتن وسائل محاسبه وعدم وصول به واقعيات با در دست داشتن وسائل دانش وبينش ، موضوع فوق العاده مهمى است كه همهء متفكرين آگاه را دچار حيرت ساخته است .
بعضى ديگر از صاحب نظران توجه به اسرار پشت پرده را معلول رشد وتكامل روحى مى دانند ، به اين معنى كه اگر چنين فرض شود كه تمام محاسبات بشرى در بارهء خواسته هاى خود كاملًا صحيح باشد وواقعيات دو قلمرو انسان وجهان هم كاملًا در دسترس او قرار بگيرد ، با اين حال چون ماهيت خواسته ها وخود واقعيات هستى در فوق قرار گرفته وقابل محاصره شدن در چارچوبه محاسبات ودانش وبينش نيست ، لذا هر اندازه كه روح آدمى از حقايق روى پردهاى نفوذ كند وبالاتر رود . با اسرار عالىترى مواجه خواهد گشت .
اين جمله را منابع معتبر اسلامى هم متذكر شده است .
آيا هر كس كه با اين رازها آشنا شد ، نمى تواند آنها را به ديگران ابراز نمايد ؟
بيت سوم از سه بيت مورد تحليل مى گويد :
((٢٢٤٠)) هر كه را اسرار حق آموختند مهر كردند ودهانش دوختند
تصديق اين مسئله پس از اعتراف به وجود اسرار در جهان هستى بسيار آسان