تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٥ - آيه
((٣٦٩٦)) آن ضمير رو ترش را پاس دار آن ترش را چون شكر شيرين شمار
((٣٦٩٧)) ابر اگر چه هست ظاهر رو ترش گلشن آرنده است ابر وشوره كش
((٣٦٩٨)) فكرت غم را مثال ابر دان با ترش تو رو ترش كم كن چنان
((٣٦٩٩)) بو كه آن گوهر به دست او بود جهد كن تا از تو راضى او شود
((٣٧٠٠)) ور ندارى گوهر ونبود غنى عادت شيرين خود افزون كنى
((٣٧٠١)) جاى ديگر سود دارد عادتت ناگهان روزى برآيد حاجتت
((٣٧٠٢)) فكرتى كز شاديت مانع شود آن به امر وحكمت صانع شود
((٣٧٠٣)) تو مخوان دو چاردانگش اى جوان بو كه نجمى باشد وصاحب قران
((٣٧٠٤)) تو مگو فرعيست او را اصل گير تا شوى پيوست بر مقصود چير
((٣٧٠٥)) ور تو او را فرع گيرى ومضر چشم تو در اصل باشد منتظر
((٣٧٠٦)) زهر آمد انتظار اندر چشش دايماً در مرگ باشى ز آن روش
((٣٧٠٧)) اصل دان آن را بگيرش در كنار باز ره دايم ز مرگ انتظار
آيه « فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وقالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ اَلَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وعَلى والِدَيَّ وأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاه وأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ اَلصَّالِحِينَ ٢٧ : ١٩ » (١) ( حضرت سليمان عليه السلام از گفتار مورچه خنديد وگفت : اى خداى من ، الهامم كن وموفقم بدار تا به آن نعمت كه به من وبه پدر ومادرم دادهاى سپاس گزار باشم وعمل صالحى به جاى بياورم كه ترا خشنود بسازد ومرا از گروه بندگان صالح محسوب فرما ) .
(١) سوره النمل ، آيهء ٢٠ . .