تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٠ - ١ - حقيقت اوصاف و فعاليتهاى خداوندى قابل مقايسه با اوصاف و فعاليتهاى انسانى نيست
نقص آشكار است ، مى گويند : معناى اين كه خداوند به كليات ومبادى هستى عالم است ، اين است كه به همهء جزئيات حوادث هستى به طور اجمال دانا است ، زيرا علم بكلى علم به جزئياتش را اجمالا در بردارد . براى توضيح وتحقيق اين مسئله مطالبى را متذكر مى شويم :
١ - حقيقت اوصاف وفعاليتهاى خداوندى قابل مقايسه با اوصاف وفعاليتهاى انسانى نيست مسلم است كه ادراكات ومشاعر ما هيچ حقيقتى را بدون اين كه با كيفيتها وكميتها وساير مقولات قلمرو خود قالب گيرى كند . براى خود مطرح نمى سازد . وبه همين علت است كه به حكم عقل ووجدان ومنابع معتبر اسلامى به هيچ وجه نمى توان در ذات اقدس ربوبى به تصور وانديشه پرداخت . اين اصل احتياج به توضيح بيشترى ندارد ، در نتيجه حقيقت آن اوصاف الهى كه مساوى يا متحد با ذات الهى است ، از ورود در حوزهء تصورات وانديشه هاى ما ممنوع وامكان ناپذير است . به عنوان مثال ما اگر بخواهيم علم الهى را با علم انسانى مقايسه كنيم ، خواهيم ديد :
الف - علم ما مسبوق به جهل است ، علم خداوندى كه مساوى ذات او است نمى تواند سابقهء جهل داشته باشد .
ب - نقص وافزايش در علم ما راهيابى دارد ، ولى علم الهى ما فوق نقص وافزايش است .
ج - تغييرات ودگرگونىهايى كه در معلومات بشرى به وجود مى آيد ، موجب تغيير ودگرگونى در علم او مى گردد ، در صورتى كه علم خداوندى ما فوق دسترس تغييرات ودگرگونىها است .
د - نفى علم از يك انسان مستلزم نفى ذات او نيست ، در صورتى كه نفى علم ربوبى مساوى نفى وانكار ذات وهستى اوست .
اما اين غير قابل مقايسه بودن اوصاف خداوندى با اوصاف انسانى ، دليل آن