تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٣ - علوم مخفى و سحر و فلسفه و علم نجوم آن طور كه بايد به حد نصاب خود نرسيده است
جنگ وحشيانهاى را بر عليه قوانين توارث لامارك شروع كرده بود ، پلانك با اكتشاف كوانتا بيك ضربت ضرب المثل معروف لايب نيتس « در طبيعت جهش انجام نمى دهد » را نابود كرده بود - وبكرل راديو اكتيويته را كشف نمود . موضوع اخير بخصوص سرگردانى دانشمندان را به اضطراب مبدل كرده بود ، زيرا اين موضوع آنان را با نمودى كاملًا غير عادى مواجه مى ساخت .
جسم سادهاى مانند راديوم جسم ديگرى را مانند هليوم آزاد مى كرد وتبديل به جسم سومى مانند رادون مى شد . پس تكليف اصل لاوازيه چيست ؟ هيچ چيز نابود نمى شود وهيچ چيز به خودى خود ايجاد نمى گردد . [١] اين نوع استحاله كه راديوم را بعد از طى مراحلى تبديل به سرب مى كرد ، در واقع تاييد احكام كيمياگران قديمى نيست كه از مدتها قبل تا كنون آن را با تمسخر فراوان معدوم كردند ؟ ومطلبى كه از اين به مراتب مهمتر بود ، اين كه تكليف اصل بقاى انرژى چه مى شد ؟ زيرا چنين به نظر مى رسد كه تشعشع حاصل از اجسام راديو اكتيو اتصالى وتمام نشدنى است . اين ذخيره بزرگ انرژى را اين جسم از كجا تهيه مى كند ؟ راذرفورد وسودى در سال ١٩٠٢ جواب دادند كه منابع اين انرژى در داخل آتم خود جسم است . اين آتمها به تدريج منفجر وتجزيه مى شوند وتبديل به اتمهاى متفاوت مى گردند وانرژى حاصل نتيجهء همين تجزيه است وراديو اكتيويته در واقع مفهوم مرگ آتمها را دارد .
قطعى است كه دانشمندان چنين توضيحى را با شادمانى قلب استقبال نمى كردند اما در هر حال رضا به قضا دادند ، زيرا فيزيك وشيمى كلاسيك در حال نابود شدن
[١] عبارت به خودى خود ايجاد نمى گردد ، مخصوص به اصل لاوازيه نيست ، زيرا عبارت مزبور آمدن معلول بىعلت را منكر مى شود در صورتى كه اصل لاوازيه مى گويد : چيزى كه معدوم است ، موجود نمى شود وبالعكس ، البته اين اصل در اشكالات مهمى غوطه ور است . .