تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٠ - تفسير ابيات
وپلك چشمانشان بهم نزديك ويا به هيچ كسى جز همسران خود نمى نگرند ، وهيچ انس وجنى در آنها تصرف نكرده وعامل قاعدگىشان نشده است . ) تفسير ابيات احمقان به مجنون از روى نادانى مى گفتند : زيبايى ليلى چندان عظمتى هم ندارد كه تو خيال مى كنى ، چيز مهمى نيست وسهل است . [١] ومى گفتند : چرا اين قدر در عشق ليلى شعله ور گشتهاى ؟ با اين كه
((٣٢٨٧)) بهتر از وى صد هزاران دلربا هست همچون ماه در شهر اى كيا نازنينتر زو هزاران حوروش هست بگزين زان همه يك يار خوش
هم ما را هم خود را از اين سوداى زشت واتهام انگيز رها كن . مجنون در پاسخ ملامت كنندگان مى گويد : آن صورت ليلى كه مى بينيد مانند كوزه ايست كه خداى من بادهء زيبايى را در آن مى ريزد وبه من مى چشاند . چون شما از كاسهء صورت ليلى سركه مى خوريد ، لذا عشق او گوش شما را به سوى خود نمى كشد . شما مى گوييد : كه صورت ليلى يك چهره است ، چطور ممكن است كه يك صورت دو گونه تأثير داشته باشد ؟ شما از كار خدا غفلت داريد كه
((٣٢٩٠)) از يكى كوزه دهد زهر وعسل هر يكى را دست حق عزّ وجل
((٣٢٩١)) كوزه مى بينى ولكن آن شراب روى ننمايد به چشم ناصواب
اين ذوق جان قاصرات الطرف است كه جز به حريف خود نمى نگرد (٢) وآن شراب
[١] مضمون اين بيت منسوب به مجنون چنين آمده است : يلوموننى فى حب ليلى عواذلى * اخى وابن عمى وابن خالى وخاليا ( ملامت كنندگان مرا در محبت ليلى ملامت مى كنند ، برادرم وپسر عمويم وپسر دايىام ودايىام همه سرزنشم مى نمايند . ) .
(٢) اين معنا بنا بر آن است كه مصرع دوم بيت چنين باشد كه « جز به خصم خويش ننمايد صواب » واحتمال قوى مى رود كه مصرع مزبور چنين باشد كه : « او به خصم خويش ننمايد نشان » يا « جز به خصم خويش بنمايد نشان » احتمال دوم بهتر از دو احتمال ديگر است . .