تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٧ - قضا اصل است و ما فرع آنيم چه معنا مى دهد ؟
((٢٨٩٦)) ناظر فرعى ز اصلى بىخبر فرع ماييم اصل احكام قدر
((٢٨٩٧)) چرخ گردان را قضا گم ره كند صد عطارد را قضا ابله كند
((٢٨٩٨)) تنگ گرداند جهان چاره را آب گرداند حديد وخاره را
قضا اصل است وما فرع آنيم چه معنا مى دهد ؟
جلال الدين از اين ابيات شروع مى كند تا نه عنوان بعد از اين ، در مسئله جبر واختيار وارد مى شود ومطالب بسيار قابل توجه بهر يك از طرفين مسئله متذكر مى شود . ما پيش از ورود به تفسير ونقد وتحليل آن مطالب مقدمهاى را متذكر مى شويم . (١) مقدمه - مى توان به طور اطمينان گفت كه جلال الدين مسئلهء جبر واختيار را با آن جمود ومحدوديت كه رسم اغلب متفكرين است مورد توجه قرار نمى دهد . بلكه -
(١) چنانكه در مجلدات پيشين تا كنون ملاحظه شد ، ما ضمن تفسير ونقد وتحليل ابيات مثنوى چند موضوع را مهم را به طور موضوعى تفسير كرديم ، مانند عقل وعاقل ومعقول ، موج ، تضاد ، حس ومحسوس ، عشق وعاشق ومعشوق ، همهء اينها را از نظر جلال الدين تا حدودى بررسى نمودهايم . مى خواستيم همين كار را در بارهء جبر واختيار از نظر جلال الدين هم انجام بدهيم ، ولى پس از تأمل لازم ديديم كه اگر مسئله جبر واختيار را تفسير موضوعى بنماييم ، مسلماً به تأليف يك مجلد مستقل نيازمند خواهيم بود ، زيرا مى توان گفت : ابيات كتاب مثنوى به طور مستقيم ويا به طور غير مستقيم در بارهء جبر واختيار وملحقاتش از سه هزار بيت بيشتر است . لذا در بررسى اين مسئله به همان تفسير ونقد وتحليل تدريجى مطابق متن مثنوى كفايت كرديم . اميدواريم دانش پژوهانى كه به اين مسئله علاقمند هستند ، تمام ابيات مثنوى را كه مربوط به مسئله جبر واختيار است ، استخراج نموده ويك بررسى لازم وكافى در اين باره داشته باشند . .