تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٧ - تفسير ابيات
حقيقت انديشه در هزاران خصوصيتهاى موردى ومقدمات وواحدها پيچيده مى شود ، ولى با حذف آن خصوصيتها وانديشه از موجوديت درونى آدمى نابود نمى گردد .
ما در بارهء آب وانديشه وقانون وسيستم در افق عالىتر از خصوصيتهاى خارجى ، مفاهيم روشنى را در مى يابيم وآنها را تعريف ودر مسائل علمى گوناگون از آنها بهره بردارىها مى كنيم . دريافت چنين مفاهيم وحقايق از عهدهء همه كس ساخته نيست ، زيرا هر كسى نمى تواند از غوطه خوردن در بارهء تفكرات جزئى جارى در ذهن عبور كرده وحقيقت انديشه را مورد آگاهى قرار داده وآن را توجيه نمايد چنانكه كار هر كسى نيست كه بتواند از غوطه ور شدن در مشاهدهء عينى دگرگونىهاى طبيعت به حقيقت سيستم وقانون كلى مشرف وآگاه شود . حقيقت خود هم از همين قرار است .
تفسير ابيات مثل تو اى روباه حيله گر ، مثل همان شتر است كه كسى از او پرسيد از كجا مى آيى ؟ گفت : از حمام گرم كوى تو مى آيم . آن شخص گفت : آرى ، راست مى گويى از اين زانوى پر از چرك وكثافتت پيداست فرعون لجوج اژدهاى موسى را ديد نرمى ها بخرج داد واز موسى مهلت خواست .
هشياران گفتند : اگر اين فرعون واقعاً بر حق است وخداى دين است . مى بايست در مقابل موسى تندى وخشونت نمايد ، نه نرمى وچاپلوسى .
معجزهء موسى چه اژدها باشد وچه مار ، نخوت وخشم خدايى فرعون اقتضا مى كند كه به يك كرم ناچيز چاپلوسى نكند .
مادامى كه نفس تو مست نقل وشراب است ، يقين بدان كه روح انسانى تو خوشه هاى غيبى را نديده است .
زيرا اعراض از دنياى دار الغرور وعلامت ديدار نور غيبى است .
مرغ بىنوا كه گرد آب شور مى گردد وعشق به آن مى ورزد ، براى آن است كه