تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - قضايايى كه بر انسانها عرضه مى شوند با نظر به تطابق مدلول آن قضايا با واقعيات از يكى از سه حال بيرون نيست وجوب و امكان و امتناع
كه با شما ارتباط دارد به طور ثابت وقابل شناسايى موقعيت شما را پاسخ مثبت مى گويند ؟ پاسخ آنان اين است كه ما فلسفه نمى دانيم :
((٢٧٦٩)) فهم كن موقوف اين گفتن مباش سينه هاى عاشقان كمتر خراش
((٢٧٧٠)) نى گمانى بردهاى تو زين نشاط ؟
حزم را مگذار ومى كن احتياط
((٢٧٧١)) واجب است وجايز است ومستحيل تو وسط را گير در حزم اى دخيل
قضايايى كه بر انسانها عرضه مى شوند با نظر به تطابق مدلول آن قضايا با واقعيات از يكى از سه حال بيرون نيست : وجوب وامكان وامتناع اين تقسيم بندى در بارهء قضايا در قلمرو معرفت بشرى كاملًا صحيح بوده وامروز هم مانند گذشته زنده وپايدار است .
به توضيح اين كه نسبت چيزى ( محمول ) به چيز ديگر ( موضوع ) يا نسبت ضرورت است ، مانند نسبت ضرورى ميان قضاياى رياضى ونتايج آنها ومانند نسبت معلول به علت خود در شناسايىهاى معمولى ويا نسبت محمول به موضوع نسبت امتناع واستحاله . ٢ ٢ ويا نسبت مزبوره جواز وامكان است مانند ملاقات دوست در خيابان . در بارهء اين سه كيفيت نسبتها در مباحث منطق وفلسفه مطالب فراوانى از نظر تعريف واقسام ولوازم آنها گفته مى شود كه فعلا از بحث ما بر كنار است ، نكتهاى كه به طور مستقيم مربوط به بحث ما است ، شكستن لجاجت ومقاومت مغزهاى مغرور ومتكبر بعضى از اشخاص است كه به معلومات خود ارزش مطلق داده وبهر چه كه از حيطهء معلوماتشان بيرون است ، با نظر سخريه مى نگرند .
جلال الدين به اين اشخاص توصيه مى كند كه اگر نسبت لزومى قضيهاى را نپذيرفتند فورا به نسبت محال نچسبيد ونگوييد : حالا كه من واقعيت ولزوم اين قضيه را نمى بينم