تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٠ - علم خداوندى و كارهاى اختيارى انسانها از نظر فلسفى
ولِيَبْتَلِيَ الله ما فِي صُدُورِكُمْ ولِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ والله عَلِيمٌ بِذاتِ اَلصُّدُورِ ٣ : ١٥٤ . » [١] به آنان بگو اگر شما در خانه هايتان مستقر شويد ، كسانى كه براى آنان كشته شدن نوشته شده است به آرامگاه هاى خود بيرون خواهند رفت وخداوند به آن چه كه در سينه ها است ، دانا مى باشد ) .
با وجود اين كه به مفاد جمله « والله عليم بذات الصدور » خداوند به آن چه كه در درون آدميان است دانا مى باشد ، آنان را آزمايش وتمحيص مى كند . اين آيه به تنهايى مى تواند غائله ى آزمايش وعلم خداوندى را توضيح بدهد كه مقصود به جريان انداختن سرمايه وواحدهاى روانى آدمى در رويدادهاى زندگى است كه كارها از مردم بروز كند ودر هندسهء كلى الهى نقش ببندد . چنانكه ملاحظه مى شود ، نقش بستن نقاط وخطوط كارهاى آدميان در هندسهء هستى منافاتى با علم مطلق الهى ندارد ، مانند قدرت مطلقهء خداوندى كه بروزش در قلمرو هستى منافاتى با سلطهء مطلقهء الهى ندارد .
علم خداوندى وكارهاى اختيارى انسانها از نظر فلسفى .
در اين مورد مسئله چنين مطرح شده است كه اگر خداوند متعال كارهاى اختيارى انسانها را چه نيك وچه بد مى داند ، ديگر جايى براى اختيار نمى ماند ، زيرا اگر كارى كه معلوم خداوندى است به وقوع نپيوندد ، علم خدا مبدل به جهل مى شود ، پس براى اين كه علم تبديل به جهل نشود ، كارهاى انسانى كه معلوم علم الهى است بايد به ظهور برسد . اين مضمون همان بيت است كه به عمر بن ابراهيم خيام نسبت داده شده است .
مى خوردن من گر ز ازل حق دانست گر مى نخورم علم خدا جهل شود
[ البته نسبت بيت مزبور به عمر بن ابراهيم خيامى نيشابورى فيلسوف ورياضى دان معروف مشكوك است . ] وبهر حال چنين بيتى سروده شده است اين استدلال اگر صحيح باشد وبتواند براى دفاع از علم خداوندى كارهاى
[١] سوره آل عمران ، آيهء ١٥٥ . .