تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - ١ - آيا مى توان عشق را تعريف كرد و توضيح داد ؟
١ - آيا مى توان عشق را تعريف كرد وتوضيح داد ؟
هر چه گويم عشق را شرح وبيان چون به عشق آيم خجل گردم از آن گر چه تفسير زبان روشنگر است ليك عشق بىزبان روشنتر است چون قلم اندر نوشتن مى شتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق وعاشقى هم عشق گفت [١] از درِ دل چون كه عشق آيد درون عقل رخت خويش اندازد برون [٢] شرح عشق ار من بگويم بر دوام صد قيامت بگذرد وآن ناتمام [٣] درنگنجد عشق در گفت وشنيد عشق دريايى است عمقش ناپديد [٤] عقل گردى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را بينى جمال [٥] عشق را در پيچش خود يار نيست محرمش در ده يكى ديّار نيست [٦]
وجود عشق واين كه اين پديده نمود مشخصى در روان انسان ندارد ، در مجلد اول تفسير ونقد وتحليل مورد بررسى قرار دادهايم ، در اين مبحث مى خواهيم اين نكته را متذكر شويم كه عشق قابل تعريف علمى نيست ، زيرا نه محسوس است نه معقول ، در عين حال كه در هر دو قلمرو حس وعقل تأثير ودگرگونى به وجود مى آورد .
اگر تعريف كنندهء عشق كسى است كه خود عشق مى ورزد ، مسلما تعريف او صحيح نخواهد بود ، زيرا اين پديدهء غير عادى به تمام انديشه ومشاعر واصول تعقل ومنطق او مسلط گشته ورنگ آميزى نموده است ، مثلًا اگر عاشق بخواهد با اين
[١] دفتر اول ، ص ٤ ب ٥٣ تا ٥٦ . .
[٢] دفتر سوم ، ص ٢١٢ ب ٥ . .
[٣] دفتر پنجم ، ص ٣١٦ ب ٤ . .
[٤] دفتر پنجم ، ص ٣٢٥ ب ٤٥ . .
[٥] دفتر ششم ، ص ٣٦٤ ب ٦ . .
[٦] دفتر ششم ، ص ٣٨٢ ب ٨ . .