تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - ١ - آيا مى توان عشق را تعريف كرد و توضيح داد ؟
كلمات عشق را تعريف كند كه : - « عشق عبارت است از محبت شديد كه از درك كمال وخير وزيبايى در معشوق به وجود مى آيد وسر تا سر روان آدمى را فرا مى گيرد » .
هر يك از مفاهيم موجوده در تعريف با وضع روانى عاشق رنگ آميزى شده به اصطلاح جلال الدين بوى عشق مى دهد .
هر چه گويد مرد عاشق بوى عشق از دهانش مى جهد در كوى عشق
مفهومى از محبت را كه يك روان شناس بىطرف تفسير مى كند ، غير از مفهومى است كه عاشق مى خواهد آن را تعريف نمايد ، زيرا واحدهايى را كه عاشق در تعريف وتوضيح عشق به كار خواهد برد از ورود به حيطهء حس وتعقل ممنوع شده است ، بلكه خود آن مفاهيم امواجى از عشق است كه عاشق براى نمودار ساختن وضع روانىاش ابراز مى دارد .
اگر بخواهد آن امواج را به مغزش تحويل بدهد ودر آن كارگاه به تحليل وتفسيرش بپردازد ، درست مانند اين است كه عكس ماهى مرده در خشكى را به جاى ماهى زنده در دريا مورد بررسى قرار داده است ، بلكه به يك اعتبار عاشق حتى از درك خود عشق كه مخلوطى از انجذاب به زيبايى وعظمت وبايستى ونبايستى ومتغير وثابت مى باشد ، ناتوان است .
عشق را از كس مپرس از عشق پرس عشق ابر دُر فشان است اى پسر ترجمانى منش محتاج نيست عشق خود را ترجمان است اى پسر
ديوان شمس تبريزى واگر تعريف كنندهء عشق آدم غير عاشق باشد ، به اضافهء اين كه تعريف هيچ يك از پديده هاى روانى وشناسايى آن بدون دريافت شخصى امكان پذير نيست ، اين پديده در هر فردى كه به وجود بيايد تمام واحدها وجريانات درونى او را دگرگون نموده وشخصيت مخصوصى را مى سازد كه تنها فعليت وجريان آن عشق مشخص كنندهء