تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - اگر اندكى از ظواهر غلط انداز و فريباى نمودهاى هستى بگذريد و در مبادى بنيادين بنگريد نردبانهايى به شمارهء انسانها خواهيد ديد كه از دلهاى يكايك آنان به سوى آسمان نصب شده است
((٢٥٥٦)) نردبانهايى است پنهان در جهان پايه پايه تا عنان آسمان
((٢٥٥٧)) هر گره را نردبانى ديگر است هر روش را آسمانى ديگر است
((٢٥٥٨)) هر يكى از حال ديگر بىخبر ملك با پهناى بىپايان وسر
((٢٥٥٩)) اين در آن حيران كه او از چيست خوش وان درين خيره كه حيرت چيستش
اگر اندكى از ظواهر غلط انداز وفريباى نمودهاى هستى بگذريد ودر مبادى بنيادين بنگريد نردبانهايى به شمارهء انسانها خواهيد ديد كه از دلهاى يكايك آنان به سوى آسمان نصب شده است سه مسئلهء مهم را جلال الدين در ابيات فوق مطرح كرده است كه شايستهء تامل ودقت فراوان است :
مسئله يكم - كه فوق العاده با اهميت است ، اين است كه ظواهر ونمودهاى ابتدايى اشياء در جهان هستى امور بىطرفى هستند كه نه علامت وسيله بودن را به پيشانى خود چسبانيدهاند ونه نشان هدف بودن را بدين جهت است كه كيفيت تماس وبرخوردارى آدمى از اشياء جهان هستى بستگى به هويتى دارد كه انسان براى خود اندوخته است ، به عنوان مثال الكتريسيتهاى كه مى تواند مورد تحقيق وشناسايى قرار گرفته وخود را در اختيار ما گذاشته وهدف قرار بگيرد وهمين الكتريسيته مى تواند به عنوان وسيله هزاران قسم از مفيديت منظور شود همچنين وسيلهء مزبور مى تواند در سقوط انسان ويا انسانها ونابودى ميليونها اشياء مفيد به كار برود ومى تواند در به وجود آوردن ميليونها نتايج قابل بهره بردارى استعمال شود . تا انسان چه باشد وچه بخواهد . اين مسئلهاى است كه به توضيح زياد احتياجى ندارد .
آن چه كه مهم است اين است كه ظاهر مطلب جلال الدين چنين مى رساند كه